حكومت خواجه لطف اللّه ولد مسعود
بعد از وى خواجه لطف اللّه ولد خواجه مسعود جلوس نمود و حسن دامغانى بعد از سالى كس فرستاده به قتلش آورد و حسن خود در سنهء احدى و ستين [ و ] سبع مائه به حكومت نشست . جمعى به آوازهء خواجه على مؤيد به دامغان رفته وى را ترغيب امر حكومت خود كردند . خواجهء مزبور با دو هزار كس عزيمت سبزوار كرده صبحى داخل شهر شده به حكومت قرار گرفت .
تا بعد از چهار ماه خواجه على مؤيد شنيد كه صاحبقران از جيحون عبور نموده به استقبال صاحبقران رفته مصدر عواطف و عنايات گرديد و هر چند صاحبقران فرمود كه ملك سبزوار از توست قبول نكرد و گفت تا زندهام لمحه [ اى ] از ملازمت ركاب تخلّف « 1 » نمىنمايم .
پس مدت هفت سال در ركاب ظفرمآب بود تا در فتح بغداد صاحبقران حكومت بغداد به وى داد . وى خواجه مسعود برادرزادهء خود را به حكومت بغداد تعيين نمود و صاحبقران چندان [ 147 الف ] توجه به وى داشت كه لمحه [ اى ] او را از خود جدا نمىكرد .
خواجهء مزبور هفتاد و سه سال عمر و هژده سال حكومت كرد و دولت سربداريه به وى ختم گرديد و تاريخ وفاتش از اين بيت مستفاد مىشود :
بر دال محمد چو نهى يك نقطه * تاريخ وفات مجد دين خواجه على است
چمن دويم از روضهء نهم در ذكر ملوك قراختاى
ملوك قراختاى [ كه ] در دار الامان كرمان به سلطنت رسيدهاند ، نه نفراند « 2 » .
[ مدت ] حكومتشان از سنهء احدى و عشرين [ و ] ست مائه تا سنهء ست و ستين [ و ] سبع مائه هشتاد و شش سال بوده .
هامش
( 1 ) . اصل : تجلف .
( 2 ) . در متن نام هفت نفر آورده شده است .