و پس از اندك زمانى به هرات آمده ملك را بر اولاد سام توزيع و تقسيم فرمود ، بر اين جمله كه تخت فيروزكوه و غور و غزنين به عمزادهء خود ، ملك ضياء الدين داد و حكومت بست و اسفزار و سجستان را به كف اختيار غياث الدين محمد گذاشت و حكومت هرات و خراسان به ناصر الدين غازى خواهرزادهء خود مفوّض گردانيده ، به غزنين نهضت نمود . آنگاه تهيه و تدارك يورش خوارزم كرده با لشكر عظيم عزيمت خوارزم كرده در اثناى راه به منزل دمشك بر دست فدايى ملاحده كشته [ 82 ب ] شد .
جلوس سلطان محمود بن غياث الدين محمد سام
بعد از وى سلطان محمود بن غياث الدين محمد سام قايم مقام وى گشت و در تمامت غور و غزنين و هرات سكه و خطبه به نام او كردند و بعض از كارهاى عمارت جامع هرات كه ناتمام مانده بود بر دست وى اتمام يافت و بعد از پنج سال و كسرى كه سلطنت كرد عالم فانى را وداع نمود و دولت غوريان به وى اختتام و انجام پذيرفت .
چمن دويم از روضهء چهارم در بيان حالات ملوك آل سامان
راقمان غرايب به روايات و روات نوادر [ در ] حكايات آوردهاند كه آل سامان كه در بلاد خراسان و ماوراء النهر پادشاهى و فرمانفرمايى نمودهاند نه نفراند و نسب ايشان به بهرام چوبين مىرسد كه اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامان بن خداه « 1 » بن جسمان « 2 » بن طغان بن نوشيروان بن بهرام چوبين ، و اسامى ايشان از اين رباعى مستفاد مىگردد :
نه تن بودند ز آل سامان مشهور * هر يك به حكومت خراسان مغرور
اسماعيلى و احمدى و نصرى * دو نوح و دو عبد الملك و دو منصور
هامش
( 1 ) . اصل : حداث .
( 2 ) . ابن اثير : جثمان .