چون سلطان را وفات رسيد در شبى كه جهان بىسامان به كسوت عباسيان ميل نموده شاهد صبيح « 1 » الوجه افق تتق عنبرين بر چهره پوشيده و باد و باران راه آمد شد و ممرّ تردّد بر عموم خلايق مسدود گردانيده ، رعد و برق و صاعقهء عظيم به ظهور مىرسيد جنازهء سلطان را بيرون برده آن گنج را در قصر فيروزهء غزنين دفين ساختند .
اگر عمر گردد فزون از هزار * همين است راه و همين است كار
تشبيب رخسار [ شاهد ] سخن
مورخين روايت [ 75 ب ] كردهاند كه نوشيروان خالد صاحب كتاب نفثة الصدور « 2 » در بدايت حال مدتى به امر وزارت سلطان قيام و اقدام مىنمود . اما از ركاكت راى و خست طبع و غايت بخل و دنائت همت به حكم اينكه « البخيل متواضع » از صدر ديوان وزارت به جهت ادانى و ارذال « 3 » برمىخاست مهابت و عزّتش در انظار كم شده خفيف گرديده بود .
روزى جماعتى از اوباش و قلّاش بنا بر حكمى كه از وى صدور يافته بود با او آغاز شتم و سفاهت نمودند . حجّاب ديوان وزارت خواستند كه آن فرقه را منزجر و مرتدع سازند . گفتند ايّها الوزير ما را زياده از اين طاقت اعباء بىحميّتى نيست . در جواب گفت چهل سال است تا من در پناه بىحميّتى به سر مىبرم . شما زود به اين
هامش
( 1 ) . اصل : صبح .
( 2 ) . ممكن است منظور مؤلف انوشروان بن خالد باشد كه در سال 517 ه . ق . به وزارت محمود بن محمد ابن ملكشاه سلجوقى رسيد و از نويسندگان قرن ششم است و نام محمود موجب اين اشتباه مؤلف شده باشد . چنان كه ضبط متن نيز در مورد واژهء دوم « الصدور » است نه المصدور و كلمهء اول هم مشكل است نفثه خوانده شود . متأسفانه به علت نبودن منابع در اين گوشهء كوير نمىتوانم نام مؤلفات انوشروان بن خالد را پيدا كنم اما به احتمال بسيار نام اين كتاب وى در منابع پيدا مىشود . كتابهاى زير به شرف الدين انوشروان بن خالد منسوب است .
1 . فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور
2 . نفثة المصدور ( حاجى خليفه )
رجوع شود به نفثة المصدور ، تصحيح دكتر امير حسين يزدگردى ، صفحه شصت و يك به بعد ( م .
پورمختار ) .
( 3 ) . اصل : ارزال .