جدارش از نقرهء خام بود به دست سلطان آمد و در مراجعت از غزوات هند ديار ايران را از تصرّف ديالمه بيرون آورده و رايات دولتش [ 74 الف ] به سدرة المنتهى عظمت و قباب حشمتش به قبهء جوزاى رفعت ارتقا نمود . به نوعى كه از كمال اشتهار محتاج تذكار نيست . اولا به لقب گرانمايهء يمين الدوله ولىّ امير المؤمنين ، ثانيا به امين الدوله ولىّ « 1 » امير المؤمنين از حضرت خلافت معزّز گرديد .
تشبيب رخسار شاهد شيرينكار سخن
آوردهاند كه چون ميانهء ايلك خان و طغان خان سلاطين ماوراء النهر و سلطان محمود مكررا محاربات به وقوع انجاميد ، ايلچيان به خدمت سلطان فرستادند .
سلطان جشنى آراست كه مصوّران نگارخانهء خيال مثال آن عظمت و اجلال را بر صفحات اوهام نتوانند نگاشت .
از جمله دو هزار غلام ترك ماه روى سنبل موى با جامههاى ملوّن مذهّب در برابر صف كشيدند ، و پانصد ديگر از مماليك خاص با لباس رومى و منجقهاى « 2 » مرصّع و شمشيرهاى طلا [ و ] تيغهاى غلاف مرصّع بر دوش گرفته ايستادند ، و چهل مربط فيل بيستون آثار كه غواشى ديباى رومى و عصابههاى زرين داشتند در برابر بازداشتند ، و چهارصد فيل كوه مانند ديگر با اسلحه و برگستوان چينى در بيرون درگاه بستند .
و عموم آحاد و افراد اجناد مرصّعپوش با خودهاى فرنگى و درعهاى داودى صفوف آراستند و هزار نفر سپرهاى حلبى در روى آورده و تيغهاى مصرى كشيده و سنانهاى رماح مصقول افراشته على حده بايستادند ، و در پيش بساط گستردنيهاى مرواريد نگار افكنده ، طبقهاى زرين مملو از مشك اذفر و عنبر اشهب و كافور قيصورى و عود قمارى چيده ، ترنجهاى طلاى مشبوك مملو از عنبر بر اطراف بساط گذاشته ، و انواع فواكه از زر خالص ساخته و چيده ، و يك صد نفر از دختران حور منظر ماه پيكر با ساغرهاى بلور ناب مملو از بادهء مذاب ايستاده كام متجرّعان را معطر و دماغ را مرطب مىگردانيدند .
هامش
( 1 ) . اصل : والى .
( 2 ) . اصل : منطوق .