رسولان از مشاهدهء اين اسباب كامرانى و موجبات شوكت سلطانى متحيّر و مدهوش گشته چون خوان بنهادند و از اكل فارغ گشتند سراسيمه بيرون رفته خبر [ 74 ب ] به طغان و ايلك خان داده آنچه ديده بودند بيان نمودند . ايشان انديشهمند گشته با سلطان معاهده و مصالحه نمودند .
و اين بيت حكيم فردوسى طوسى عظمت و شوكت سلطان محمود را تمام است كه :
چو كودك لب از شير مادر بشست * ز گهواره محمود گويد نخست
از شعرا ملك الشعراء حسن بن احمد عنصرى و فرخى [ سيستانى و . . . ] ترمذى و عسجدى و استاد اسدى طوسى و حكيم فردوسى و منوچهر شصت كله و مسعود سعد سلمان و بندار « 1 » رازى در عهد دولت سلطان به تربيت انعام و اكرام مالا كلام يافتهاند .
مشهور است كه اسباب و جهات عنصرى را چهارصد شتر مىكشيده ، چنانچه ملا جامى اشعارى در سلك اشعار خود به آن مىنمايد .
رودكى آنچه ز آل سامان يافت * آن ز محمود بيشتر زان يافت
صلهء شعرهاى همچو درش * بود دربار چارصد شترش
ليكن حسّاد بر فردوسى نزد سلطان سعايت كردند . به تخصيص حسن بن احمد ميمندى كه سرجملهء ارباب حسد و مظهر «
فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
» بود به خدمت سلطان عرض نمود كه فردوسى قرمطى است و سلطان در ازاء شصت هزار مثقال طلاى موعود ، شصت هزار مثقال نقره وى را انعام نمود .
فردوسى به موجبى كه از كمال اشتهار محتاج مزيد بسط نيست وجه انعام سلطان را به فقّاعى و حمّامى داده شصت بيت هجو سلطان را در پشت كتاب شاهنامه نوشته بگريخت .
سلطان اولا فرامين به حكام هر محل فرستاد كه فردوسى را گرفته بفرستند . تا
هامش
( 1 ) . اصل : پندار .