افراسياب او را بكشتند . زنش حامله بود . بعد از وى پسرى آورد و كيخسرو نام كردند ، و در تركستان مىبود تا بالغ شد . گيو پسر گودرز از اصفهان برفت و او را با مادرش به فارس آورد ، و گويند موى فروگذاشتن از عزاى سياوش بازمانده است . از پيغامبران و حكيمان داود و سليمان و يدوتون « 1 » كادنابان ( ؟ ) « 2 » و لقمان حكيم معاصر او بودهاند ، و از آثار وى آن است كه آب به بلخ آورد و سدى در بابل بساخت . و مدت پادشاهى [ 15 - ر ] او صد و بيست سال بود .
كيخسرو بن سياوش -
چون به ايران آمد كيكاووس پير بود . پادشاهى به وى داد و او با افراسياب مصاف داد و او را بشكست ، و افراسياب بگريخت و به آذربايجان آمد و گرفتار شد و به قتل آمد ، و بعد از آن كيخسرو ، لهراسب را ولى العهد گردانيد و خود كناره گرفت و ناپديد شد . و گويند سليمان عليه السلام آهنگ او كرد ، و او بگريخت و به بلخ رفت و آنجا هلاك شد . و گويند از انبيا سليمان و اخياء شيلوئى « 3 » و از حكما فيثاغورس و لقمان حكيم معاصر او بودهاند . و مدت پادشاهى او شصت سال بود .
لهراسب -
نبيرهء برادر كيكاووس بود ، چون پادشاه شد و كار مملكت ضبط كرد ، ترتيبها نهاد و در ديوان اصحاب آن نصب كرد . و او را دو پسر بود : گشتاسف و زرير « 4 » به زينت جمال و حسن و حليت كمال آراسته ، اما او را خطايى افتاد كه فرزندان كيكاوس را بر فرزندان [ خود ] مقدم داشت ، ولايتهاى نافع و كارهاى بزرگ به ايشان حوالت كرد و ندانست كه استعانت از بيگانگان با وجود فرزند و اقارب
هامش
( 1 ) - م : بدرثون ، با : يدوثون . متن از قاموس كتاب مقدس . صاحب قاموس مذكور آرد :
يدوتون معلم آلات طرب كه در هيكل بوده و اسمش بر عنوان مزامير مكتوب است و دور نيست كه خود مؤلف آنها باشد ، و شايد همان اتيان يا يديتون باشد .
( 2 ) - با :
كادوناثان .
( 3 ) - اصل : احياء شيلونى ( ! ) در قاموس كتاب مقدس آمده : اخيا پيغمبر و مورخ معروف زمان سليمان و يربعام است كه در شيلو ساكن بوده . ر ك : كتاب مذكور ذيل اخيا .
( 4 ) - م : زوبن ، با : زرين يا زربن . متن از مجمل التواريخ ( ص 30 ) . در بيشتر كتب تاريخ تنها به نام گشتاسب پسر لهراسب تصريح شده ، اما صاحب مجمل التواريخ و القصص گويد : « كى گشتاسف پسر كهتر بود لهراسف را ، و زرير مهتر بود و به زندگانى پدر پادشاهى بگرفت » ( ص 30 ) .