ايشان و عبور او برابر افتاد . بازآمدند .
بعد از آن خبر وصول اغروق هولاكو خان رسيد . استقبال كرد ، در حدود كبود جامه قوتى خاتون با دو پسر تكسين « 1 » و تكودار و پسران جومغر : جوشكاب و كينشو و طرقاى و پسر او بايدو وييسونجين [ 183 - پ ] مادر اباقا خان برسيدند نوزدهم جمادى الاول سنهء ست و ستين و ستمائه هجرى ( 666 ) .
حكايت آمدن براق به خراسان و مصاف دادن با لشكر اباقا خان
در شهور سنهء ثمان و ستين و ستمائه ( 668 ) براق از آب جيحون بگذشت و با تويشين ( ؟ ) و ارغوناقا مصاف داد ، و اباقا خان از حدود آذربيجان عزيمت خراسان كرد و در رفتن مسارعت نمود . چون از رى بگذشت ييشين « 2 » اغول و ارغوناقا در قومش به بندگى رسيدند ، و سلطان حجاج كرمان و شهزاده ارغون [ آقا مصاف داد و اباقا خان ] از آنجا به مرغزار رادكان رفتند و لشكر را درم و دينار بسيار دادند .
اباقا خان يشموت را به ميسره فرستاد و اباتاى نويان را در قلب بداشت و ييشين را در جانب پل جيحون كه يورت مرغاول بود روانه گردانيد . چون آنجا رسيد برقراول مرغاول زد و بعضى را بكشت و بنهء او را « 3 » غارت كرد . مرغاول پيش براق رفت و حال بگفت . براق گفت : اگر تويشين و ارغوناقا باز به جنگ آمدهاند همانند « 4 » كه يك نوبت ايشان را آزموديم و اگر اباقاست ، تو برو و سر راه ايشان بگير تا ما ترتيب لشكر كنيم .
اباقا خان چون به بادغيس رسيد ، ايلچى پيش براق فرستاد كه ما از عراق به خراسان آمديم تحمل مشقت و رنج سفر از شما تخفيف كرديم . بحقيقت بدان كه ملك عالم به ظلم و جور حاصل نتوان كرد مگر به استمالت رعايا و رعايت رعيت و تو « 5 » ،
هامش
( 1 ) - پ : تكشين .
( 2 ) - در سطر قبل توييشين آمده .
( 3 ) - پ : و اغروق را .
( 4 ) - پ : ندانند .
( 5 ) - پ : + بر خلاف تصور كرده .