تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
و ستمائه ( 663 ) بر وفق [ 183 - ر ] فرمان [ به دفع ايشان ] برنشست و از آب كر گذشته نزديك آقسو با او مصاف داد و بسيارى از طرفين كشته شدند و قوتوبوقا پدر طغاجار در آن جنگ كشته شد و بوقاى را تيرى بر چشم آمد و لشكر او منهزم با شاوران « 1 » رفتند ، و اباقا خان از آب كر بگذشت . و از آن جانب بركاى با سيصد هزار سوار برسيد . اباقا خان با لشكر از اين جانب آب آمد و فرمود تا جسرها را ببريدند و از طرفين بر دو جانب كر بركه كشيدند « 2 » و دست تير بر يكديگر گشادند . و بركاى خان چهارده روز بر كنار آب مقام كرد . چون گذشتن متعذر بود عازم تفليس گشت تا آنجا از آب بگذرد . در راه رنجور شد و وفات يافت . صندوق او را تا به سراى باتو بردند و دفن كردند و لشكرهاى او پراكنده گشتند . و در سنهء اربع و ستين و ستمائه ( 664 ) اباقا خان فرمود تا از آن جانب كر از دالان ناور « 3 » تا دشت كردمان ( ؟ ) متصل به رودخانهء كرسيه بستند و خندق ژرف « 4 » فرو بردند و جمعى را جهت محافظت آن بنشاندند و شهزاده منكوتمور را با سماغار نويان و الجاى خاتون آنجا بگذاشت و زمستان سنهء خمس ( 665 ) عزم خراسان كرد . در مازندران قشلامشى فرمود . مسعود بك پسر محمود يلواج به اسم رسالت از پيش قايدو و براق بيامد و رفع محاسبه اينجوهاى ايشان مىخواست . چون به حضرت رسيد ، قباى چنگيز خان برقاق‌بباولى ( ؟ ) پوشيده ، بالاى دست جملهء امرا الا ايكاى نويان بنشست . فرمان شد تا خواجه شمس الدين حسين علكانى آن محاسبه را به يك هفته تمام كرده بسپارد . چون به دل راست نيامده بود در مراجعت تعجيل مىنمود . بعد از هفته با تشريف و سيورغاميشى اجازت انصراف يافت و روانه شد . بعد از يك روز خبر رسيد كه بر كنار جيحون لشكر ياغى پيدا شد . اباقا خان دانست كه مسعود بك حيلت كرده بود و به جاسوسى براق آمده بود . برفور ايلچيان را بر عقب او بفرستاد تا او را بازگردانند . او خود احتياط كرده بود و در هر منزل اولاغ « 5 » مرتب گردانيده . ايلچيان تا كنار جيحون برفتند و وصول
هامش
( 1 ) - پ : شابران . ( 2 ) - پ : صف بركشيدند . ( 3 ) - پ : والان نادور . م : دامان ناور . متن از تاريخ مغول ص 266 . ( 4 ) - پ : سيه خندق ژرف . ( 5 ) - يعنى قاصد و پيك ، سعدى فرمايد :مثال اسب الاغ‌اند مردم سفرى * نه چشم بسته و سرگشته همچو گاو عصار.