تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
بيت
بپوسيد و افتاد از آنجا به زير * سپهرا نگردى تو زين كار سير بپروردى آن نازنين را به ناز * بدادى به دندان كرمانش باز

حكايت جنگ هولاكو خان با بركاى

چون خويشان بركاى بلغا و بوقار و قولى را [ 181 - پ ] واقعه رسيد ، عداوت ميان ايشان ظاهر شد و بركاى با هولاكو خان به تهديد و عنف خطاب كرد و بوقاى را كه خويش بوقار بود به طلب خون او با سى هزار مرد در مقدمه بفرستاد . او از دربند گذشته به ظاهر شيروان نزول كرد . هولاكو خان شيرامون نويان را به منقلاى روانه كرد با سماغار و اباتاى نويان . در ذوالحجه سنهء ستين و ستمائه ( 660 ) به شماخى رسيدند . لشكر بركاى بر شيرامون زدند و قتل به افراط كردند و سلطان جوق را در آب كشتند . و روز چهارشنبه سلخ ذوالحجه اباتاى نويان برسيد و بر يك فرسنگى شابران بر لشكر بركاى زد و بسيارى از ايشان بكشت و بوقاى بگريخت . و هولاكو خان ششم محرم سنهء احدى و ستين و ستمائه ( 661 ) از حدود شماخى به عزم رزم بركاى برنشست و در آن مرحله جمعى ايناقان « 1 » قصد سيف الدين بيتكچى كه وزير خاص قان بود و خواجه عزيز كه از ولايات گرجستان بود و خواجه مجد الدين تبريز كردند . ايشان را گرفته به شابران آوردند و بعد از يارغو هر سه را به ياسا رسانيدند . و ملك صدر الدين تبريز و على ملك كه حاكم عراق و خراسان بود هر يك به چند چوب خلاص يافتند . و روز آدينه بيست و سيوم محرم هولاكو خان در باب الابواب با بركاى خان مصاف داد و دربند بگرفت و هزيمت بر ايشان افتاد و تا آخر روز شنبه كشش كردند
هامش
( 1 ) - م : ايفاقان . پ : اتفاقان . ظاهرا بايد ايناقان باشد به معنى ندما و مصاحبان ، و ايناق دارندهء منصبى بوده در ميان خوانين ترك . ر ك : سنگلاخ .