ايلچيان چون برسيدند و عرضه داشتند ، هولاكو خان از آن سخنان برآشفت و رسولان را بازگردانيد و گفت :
بيت
ز آهن برو شهر و بارو بساز * ز پولاد برج بدن برفراز
ز ديو و پرى جمعگردان سپاه * پس آنگه بيا پيش من كينهخواه
كه گر بر سپهرى به زير آرمت * بناكام در كام شير آرمت
و فرمود تا لشكرهاى جورماغون و بايجو نويان كه در روم بودند بر ميمنه از طرف اربيل و موصل درآيند و شهزادگان بلغا و توتار و قولى و امرا توقاتيمور و سونجاق هم بر ميمنه از طرف گريوه سونياى درآيند ، كتبوقانويان و قلسون و ايلكاى از ميسره از جانب خوزستان . در يازدهم جقشاباطآى از موغاييل موافق محرم سنهء ست و خمسين و ستمائه ( 656 ) بايجو نويان و امرا به موعدى كه معين بود از راه دجيل از دجله گذشته ، به نهر عيسى رسيدند . مجاهد الدين ايبك دواتدار و فتح الدين بن والك و قراسنقور كه سرور لشكر بودند با سى هزار مرد در حدود انبار به در كوشك منصور بالاى مزرفه « 1 » به نه فرسنگى بغداد با سونجاق توقاتيمور مصاف دادند . لشكر مغول عطفه كردند و با بشيريه آمدند از ناحيت دجيل . چون به بايجو نويان رسيدند ، ايشان را [ 178 - پ ] بازگردانيد . و در آن حدود آبى بزرگ بود ، مغولان بند آن بگشادند تا پس پشت لشكر بغداد همهء صحرا به آب غرق شد . بايجو و توقاتيمور به وقت صبح روز پنجشنبه عاشورا بر ايشان زدند و لشكر بغداد را هزيمت كردند و فتح الدين ابن والك و قراسنقور با دوازده هزار مرد به قتل آمدند غير از آنچه در آب و گل غرقشدند ، و دواتدار با معدودى چند به بغداد گريخت و در منتصف محرم روز سهشنبه بايجو و امرا به بغداد رسيدند و بر جانب غربى مستولى شدند و از طرف نخاسيه و صرصر كتبوقانويان و ديگران برسيدند ، و هولاكو خان پانزدهم محرم به طرف شرقى فروآمد و سهشنبه بيست و دوم محرم
هامش
( 1 ) - م : مزروقه . پ : مررقه . مزرقه به گفتهء ياقوت دهى است بزرگ بالاى بغداد بر كنار دجله ، و از بغداد سه فرسنگ فاصله دارد . ر ك : معجم البلدان . در متن حاضر « بنه » ظاهرا مصحف بسه است .