تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و در كرمان سلطان قطب الدين بود ، چون نماند دو پسر داشت : مظفر الدين حجاج و جلال الدين سيورغتمش ، و اسم سلطنت بر سلطان حجاج بود و حكم مطلق تركان خاتون مىكرد . و دختر تركان پادشاه خاتون را به اباقا خان دادند و سلطان حجاج به هندوستان پيش سلطان شمس الدين دهلى رفت و مدت پانزده سال آنجا بماند ، و عاقبت نماند . و تركان در عهد سلطان احمد به اردو آمده بود در حدود تبريز نماند و او را به كرمان بردند و سلطنت به جلال الدين سيورغتمش ماند ، [ 174 - پ ] در عهد كيخاتو پادشاه خاتون كه خاتون او بود به كرمان رفت و برادر خود سيورغتمش را بگرفت و در قلعه محبوس گردانيد . او از قلعه بگريخت و به بندگى كيخاتو آمد . كيخاتو باز او را پيش پادشاه خاتون فرستاد تا او را بكشت . چون بايدو خروج‌كرد و شاه عالم دختر سيورغاتمش خاتون او بود ، ايلچى فرستاد و كوردوجين خاتون دختر منكو تيمور خاتون سيورغاتمش بود ، پادشاه خاتون را بگرفت ، و به اردو مىآوردند در حدود شيراز او را به حكم قصاص هلاك كردند . و در فارس اتابك مظفر الدين ابو بكر بن سعد بود ، هفتاد ساله در سنهء سبع و خمسين و ستمائه ( 657 ) وفات يافت و پسرش اتابك سعد به اردو بود و رنجور مراجعت نمود ، در راه خبر واقعهء پدر شنيد و او نيز بعد از دوازده روز نماند . بعد از آن پسرش اتابك محمد را كه دوازده ساله بود بر تخت نشاندند و سلطان عضد الدين خواندند و مادرش تركان خاتون دختر اتابك قطب الدين محمود شاه بود و تدبير امور مملكت مىفرمود . آن پسر عما قريب نماند و مادرش حاكم شد و برادرزادهء اتابك مظفر الدين ابو بكر محمد شاه بن سلغر شاه دختر او سلغم ( ؟ ) را خواسته بود پادشاه شد و برادرش سلجوقشاه در قلعهء اصطخر محبوس [ بود ] پيش برادر نوشت [ بر سبيل خرد و پند ] : بيت
درد و غم و بند من درازى دارد * عيش و طرب تو سرفرازى دارد بر هر دو مكن تكيه كه دوران فلك * در پرده هزار گونه بازى دارد
فى الجمله محمد شاه با مادر زن آغاز عربده نهاد و عاقبت او را بكشتند .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 408 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )