چاكمبو « 1 » برادر اونك خان پادشاه اقوام كرايت خواسته بود ، نام او سيور قوقيتى - بيكى « 2 » ، و بزرگترين و محبوبترين خواتين او بود ، مادر چهار پسر معتبر كه به منزلت چهار ركن مملكت بود .
و تولوى خان اكثر ممالك ختاى را فتحكرد . و چنان تقرير كردهاند كه چون قاآن رنجور شد و به حالت نزع رسيد ، تولوى خان بر بالين او آمد و قامات « 3 » چنان كه عادت ايشان است افسون خوانده بودند و رنج او را به آب در كاسهء چوبين شسته . تولوى خان از فرط محبتى كه با برادر داشت آن كاسه را برگرفت و به نيازى تمام گفت : اى خداى جاويد ، تو مىدانى كه اگر گناه است من بيشتر كردهام چه در فتح ولايات خلايق را بىجان گردانيدم و زنان و فرزندان ايشان را اسير كرده گريانيدم [ 170 - پ ] و اگر به جهت خوبى و هنرمندى اوكتاىقان را مىبرى من خوبتر و هنرمندترم ، او را ببخش و مرا به عوض او ببر . اين سخنان گفته ، آن آب را بخورد . قاآن شفا يافت و او اجازت خواسته روانشد و بعد از چند روز در شهور ثمان و عشرين و ستمائه ( 628 ) رنجور شد و وفات يافت .
داستان منكو خان بن تولوى خان و خواتين و فرزندان او
منكو خان از سيورقوقيتى بيكى بود و خاتون بزرگ او قور قوقيتى خاتون بود و ازو دو پسر داشت : القو ، اورنكتاش .
هامش
( 1 ) - م : جامكبو ، متن از جهانگشاى جوينى 1 : 84 ( حاشيه ) .
( 2 ) - اين نام به صورتهاى سرقوتى ، سرقوقتى ، سرقوقيتى نيز آمده ، ر ك : فهرست جهانگشا ، ج 1 .
( 3 ) - م : قامان ، پ : قاهان . قام واژهء مغولى است به معنى كشيش مغولى و ساحر و جادوگر ، كه به سياق عربى به « ات » جمع بسته شده است . ر ك : فرهنگ فارسى دكتر معين .