تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
بغايت معتبر ، و او را چهار پسر بود سونجاق نويان و اراتو ايداجى و تودان و تموريوقان . و پسر تودان ملك و پسر ملك امير چوبان است ، جدش سرغان شيرو در ميان آن قوم بود و خانه‌هاى او در آن نزديكى ، ناگاه نظر او بر بينى چنگيز خان افتاد دريافت . پنهان اشارت كرد تا سر بيشتر به آب فروبرد و آن جماعت را گفت در ديگر حوالى طلب كنيد تا من اينجا احتياط كنم ، و ايشان را متفرق گردانيد . چون شب شد او را از آب برآورد و دو شاخه از گردن او برداشت و به خانه برد و بالاى گردونى در زير پشم بسيار پنهان كرد . چون آن جماعت پى او را با آن موضع يافته بودند گمان بردند كه در خانهء سورغان شيرو باشد در آنجا تفحص بسيار كردند و در آن گردون پشم سيخها زدند و پيدا نشد . بعد از آن سرغان شيرو او را ماديانى كرنگ « 1 » بداد و قدرى گوشت و سيخ كباب و از تير و كمان و هر آلتى كه در سفر به كار بايد ، بعضى بداد و بعضى نه ، و گويند آتش زنه نداد و او را روانه گردانيد و او را در آنجا حكمتى بود ، لعل له عذرا و أنت تلوم . و در آن مدت مادر و خواتين و قوم طمع ازو منقطع گردانيده بودند . پسر چهارم اوتولوى خان طفل بود . در آن چند روز هر لحظه مىگفتند كه پدرم بر ماديان نشسته مىآيد و مادرش او را جفا گفته كه اين چه سخن است كه اين پسر مىگويد ! و او را با ياد ما مىدهد ! تا آن روز كه چنگيز خان خواست رسيد تولوى گفته كه اينك پدرم مىرسد بر ماديانى كرنگ نشسته و دو توريوقان ( ؟ ) بر فتراك بسته . بعد از ساعتى چنگيزخان برسيد بر ماديانى و دوتوريوقان بر فتراك بسته . جماعت به وصول او شادمانى كردند و صدقات دادند . بعد از آن دولت او روى به زيادت نهاد و چون اونك خان پادشاه كرايت را مقهور گردانيد او را چنگيزى خواندند يعنى پادشاه معظم ، و بعد از آن جون‌تايان خان پادشاه نايمان را بكشت و پادشاهى به او مقرر و مسلم گشت . توقى « 2 » نه پايهء سفيد بر پاىكرد و لقب چنگيز خان نهادند و واضع آن قوق [ 154 - پ ] بت تنگرى پسر منكليك ايجكه بود نامش كوكجو بود و لقب بت‌تنگرى .
هامش
( 1 ) - م : كوريل . با : كرنك . كرنگ يا كرند اسبى است كه رنگش ميان زرد و بور باشد . ( 2 ) - توق يا توغ به معنى علم و درفش است ، يعنى درفشى نه پايه ترتيب داد .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 363 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )