فصل دوم در معرفت مساحت معمورهء زمين و صور اقاليم
بدان كه زمين مدور است مانند گويى در آسمان ، و سطح كرهء زمين به دايرهء مشرق و مغرب و دايرهء نصف النهار كه هر دو بر زواياى قايمه متقاطع مىشوند به چهار قسم مىشود : شرقى شمالى ، غربى شمالى ، شرقى جنوبى ، غربى جنوبى . و زمين آنچه معمور است در نصف شمالى افتاده است ، و از اين نصف شمالى نصفى معمور است كه ربعى از ارباع زمين است طولانى ، مشتمل بر اقاليم سبعه و دريايى گرداگرد او كه آن را محيط خوانند . و استدارت زمين از موضع خط استوا سيصد و شصت درجه است به زيج مأمونى ، و هر درجه بيست و دو فرسنگ ، هر فرسنگى سه ميل و ميلى چهار هزار گز و گزى بيست و چهار انگشت و انگشتى شش جو بر پهلوى همديگر نهاده .
پس بدين تقدير مساحت بسيط بحر و برّ صد و سى و دو هزار هزار و چهارصد و شانزده هزار و چهارصد ميل است ، و مساحت معمورهء آن هشت هزار هزار و صد و چهل و سه هزار و سيصد و بيست فرسنگ است كه بيست و چهار هزار هزار و چهارصد و بيست و نه هزار و نهصد و شصت ميل باشد كه آن نود و هفت هزار هزار هزار و هفتصد و نوزده هزار [ هزار و هشتصد و چهل هزار ] ذراع بود و آن دو هزار هزار هزار هزار و سيصد و چهل و شش هزار هزار هزار و پانصد و نود و پنج هزار هزار و صد و شصت هزار اصبع باشد و آن چهارده هزار هزار هزار هزار و سه هزار هزار هزار و ششصد و چهل و شش هزار هزار و نهصد و شصت هزار شعير باشد . [ 134 - ر ]