فصل اول در استبانت ادوار و قرون و كلپ و چتر جوك و غير آن
اعتقاد ساير بلاد هند و كشمير و زمرهء ختاى آن است كه عالم قديم است و بر آغاز و انجام آفرينش كسى را آگاهى نيست بلكه موجودات علوى و سفلى سايهء آفريدگاراند تعالى و تقدس ، و انفكاك ذات از سايه و سايه از ذات محال است ، و با وجود شرك و كفر متفقاند بر آنكه خداى يكى است كه ابتدا و انتها ندارد بىمثل و مانند ، و چندان پيغامبران و پادشاهان بودهاند كه در حد و حصر نيايد و امتداد قرون و ادوار زيادت از آن است كه به تقرير و تحرير نهايتپذير شود .
بيت
تك « 1 » روزگار از درازى كه هست * همى بگسلاند سخن را زدست
و ايام زمان را به چهار قسم غير مساوى تصور كردهاند و هر يكى را به نامى اختصاص داده ، و ابتدا از دور نخستين نهاده . و اتفاق همهء انبيا و حكما و منجمان هنود و تقرير شامكونى كه آخرين پيغامبر ايشان است چنين مقرر شده كه ادوار چهار است : اول دور كريتيوك كه معنى يك دنيا است و معنى [ 132 - پ ] يوكدور ، و امتداد مدت اين دور هفده لك و بيست و هشت هزار سال باشد و معنى لك صد هزار سال است . دور دوم تريتايوك معنى تريت سه ربع است و مدت آن دوازده لك و نود و شش هزار سال . دور سيم واريوك معنى نصف مجموع اول .
مدت آن هشت لك و شصت و چهار هزار . دور چهارم كلهيوك « 2 » معنى ربع دور ، و آن اين دور است كه ما در اوييم ، و مدت آن چهار لك و سى و دو هزار سال باشد و از دور آخرين تا اين غايت كه شهور سنهء سبع عشر و سبعمائهء هجرى ( 717 ) است مدت پنج هزار و سيصد و نود و سه سال گذشته است . و چون اين دور به آخر رسد
هامش
( 1 ) - با : يكى .
( 2 ) - اسامى دورها بر پايهء « تحقيق ماللهند » ص 312 - 314 تصحيح شد .