تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
باز آغاز دور نخستين كريت‌يوك بود . و آنچه براهمه و حكماى هند در كتب خود آورده‌اند و استاد ابو ريحان كه در خدمت سلطان محمود غزنى بود و مدتها در زمين هندوستان بوده و لغت ايشان آموخته و بر كتب ايشان اطلاع يافته از جمله كتابهايى كه بهتر و نفيسترين كتب ايشان است مشتمل بر فنون علوم ، نام آن بانتكل ، به عربى ترجمه كرده و در كتاب قانون مسعودى آورده تاريخى قديم است . و تاريخى كه كمالشرى بخشى كشميرى ساخته است تاريخ جديد است . و ابو ريحان از تقرير براهمه و حكماى هند چنان آورده است كه طبيعت كلى كه موجودات عالم و آفرينش بدان قايم است تا جز او فروع خود ناچيز شود و بميرد و واجب الوجود بارى است تعالى و تقدس ، و طبيعت ممكن الوجود است و لقب طبيعت برهما نهاده‌اند و معنى برهما رهنماست ، و آنچه مجوس تقرير مىكنند كه برهما پيغمبر است مانند فريشته‌اى كه هميشه زنده باشد ملازم و مدبر عالم و آدم ، اشارت بدين طبيعت است . و حكما اين طايفه را از آن سبب برهمن مىگويند كه مذهب طبيعت دارند و ايشان عمر طبيعت مذكور را صد سال برهمنى نهاده‌اند ، هر سالى سيصد و شصت روز ، هر روزى چهار هزار هزار هزار و سيصد و بيست هزار هزار سال ، و اين يك روز را يك كلب گويند و از ترجمهء ابو ريحان دوازده هزار سال چترجوكى است و هزار چترجوك يك كلب ، و اين آن مدت است كه حكماى هند مىگويند كه مجتمع شوند كواكب سياره و اوجات و جوزهرات « 1 » ايشان در اول برج حمل ، و در اين مدت [ 133 - ر ] كواكب ثابته دوازده هزار دور متعاقب متوالى كرده باشند و هر روزى سيصد و شصت هزار سال ، و به موجب تقرير كمالشرى بخشى در يك روز مذكور كه لقب آن كلب است مراد آن چهار دور است ، و چون اين كلب كه دور برهمنى طبيعى است بگذرد همان مقدار زمان طبيعت بياسايد از خستگى وجود ، مانند شب كه مردم و حيوان در آن مىآسايند و ترتّب و تركب از كون و
هامش
( 1 ) - جمع جوزهر به فتح جيم و زا معرب گوزهر - گوچهر ، هر يك از عقدهء رأس و ذنب است و آن محل تقاطع فلك حامل و مايل قمر است . به فلك اول ( فلك قمر ) نيز اطلاق مىشود ( از فرهنگ فارسى معين ) .