تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
ايشان ممكن را عقل و روح القدس خوانند و واجب را اب كه علة العلل است و اشرف العلل ، بدين سبب او را تعالى و تقدس پدر خوانند ، و نفس را از براى آن فرزند گويند كه قابل اثر واجب الوجود است و روح القدس منزه است از آلات در تحصيل كمال خود ، تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا .

فصل دوم در مراتب پادشاهان و سروران افرنج

پيش ايشان مرتبهء اول باب است كه معنى آن پدر باشد و او را خليفهء مسيح دانند . مرتبهء دوم قيصر ، و به زبان افرنجه قيصر را آن برور « 1 » گويند كه معنى سلطان سلاطين باشد . مرتبهء سيم ريدافرنس كه معنى آن پادشاه پادشاهان است . و آن برور كه قيصر است پادشاهى با قوت ندارد ، او را به حسب استعداد از ميان جمعى مستعدان اختيار مىكنند و به پادشاهى مىنشانند ، و ريدافرنس پادشاهى به ميراث دارد ابا عن جد ، و اكنون بغايت معظم و معتبر است و در تحت فرمان او دوازده پادشاه باشند هر پادشاهى را سه ملك مطيع . مرتبهء چهارم « رى » كه معنى آن ملك [ 126 - ر ] و خداوند باشد . و مرتبهء باب تا غايتى باشد كه هرگاه كه خواهند كه قيصرى نصب كنند ، هفت كس از معتبران كه جهت آن تعيين معين‌اند ، در آب باب كنجاج كنند سه مرحاسيا و سه امير بزرگ و يك پادشاه . و در جمله اعيان افرنج بحث كنند تا قرب ده كس را برگزينند . از ميان ده يكى را كه به زهد و صلاحيت و كفايت و عفت منسوب باشد و به امامت و ديانت و ثبات و وقار و حسن اخلاق و شرف و كمال نفس موسوم بود بعد از استقصاى تمام اختيار كنند و تاجى از نقره بر سر او نهند در ملك الامانيه كه به زعم افرنج آن ولايت را ثلث ربع مسكون مىنهند و از آنجا به ولايت لنبرديه آيند و آنجا تاجى از پولاد بر سر او نهند و از آنجا به روم كبرى به
هامش
( 1 ) - با : ان برادر ، معربEmpereur( امپراطور ) .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 294 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )