تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
پر معادن جواهر و فلزات ، و درين چندسال آن پادشاه نماند و ملك او را ساقى به تغلب بگرفت و اكنون در تصرف اوست . و بر جنب ولايت برلونيا ولايتى است سونسيا ، و آن جزيره‌اى است در ميان دريا ، و گهرهاى زرد و سفيد از آن جزيره خيزد . و متصل به آن زمين ولايتى است نام آن پادشاه آنجا كواندانده ، او را به نام آن جزيره كه در آن مملكت [ است ] مىخوانند ، و جزيرهء ديگر هست نام آن نورويكه و پادشاه آنجا را نيز به نام آن جزيره باز مىخوانند . و تقرير مىكنند كه طول آن ممتد است تا زير قطب شمالى چنان كه نقطهء قطب شمالى به سمت الرأس مىرسد و كوههاى آن على الدوام پر برف باشد ، و بلور از آنجا مىخيزد ، و از افراط برودت هوا تمامت جانوران آنجا سفيد مىباشد و سنقور سفيد از آنجا مىآرند ، و مىگويند : آدمى نيز هم سفيد موى و مژه و ابرو مىباشد و غايت درازى روز ايشان [ 119 - پ ] در اول آفتاب به حد دو ساعت ، و بيست و دو ساعت ديگر صبح و شفق ، چنان كه خطهاى باريك توان خواند ، و چون آفتاب به اول سرطان رسد به عكس آن باشد . و سبب اين معنى آنكه فلك آنجا رحوى مىگردد ، و آنچه در افواه خلق افتاده است كه ظلماتى هست معتمدان ايشان تقرير مىكنند كه از ابتداى آن جزيره تا انتها دايما بخار « 1 » مىباشد چنان كه هرگز مرتفع نمىشود ، بدان سبب همواره تاريك است ، به اين اعتبار آن را ظلمات مىگويند . و حيوانات در آنجا اندك مىباشد و مردم آنجا بغايت بزرگ هيكل و عظيم جثه مىباشند و زود پير مىشوند . و برابر زمين مغرب به غير از ولايت اسپانيا متصل به آن زمين ولايتى است كه آن را كلتونيا « 2 » گويند ، پادشاه آنجا را رى كلتونيه « 3 » ، و از كوههاى آن ولايت سيماب مىخيزد و زر و نقره و مس . و آن ولايت سه شهر است فلنسيه « 4 » ، مرسيه ، ميوركه . و مردم آنجا بغايت شجاع و دلاور باشند تا غايتى كه مردن را عيب دانند و كشته شدن را هنر شمرند . و در جنب كلتونيا ولايتى است بر خط مشرق نام آن برونسا ، بغايت معمور ، و بالاى آن هم بر خط مشرق برابر ولايت ريدافرنس ولايتى است
هامش
( 1 ) - م : صناب ( ؟ ) . ( 2 ) - ظ - كتلونيا (Catalogne) . ( 3 ) - يعنى نامند . ( 4 ) - بلنسيه .