فصل سيم در ذكر قياصره كه پادشاهان ايشانند . از زمان روملوس كه بانى روميهء كبرى بود تا زمان اغسطوس قيصر مدت چهارصد و بيست و دو سال بود
اغسطوس -
مادر [ اغسطوس قيصر در حالت ولادت وفات يافت ] و اغسطوس را از شكم او بيرونآوردند و چنين كس را به زبان روميه قيصر گويند « 1 » بدان سبب [ اسم قيصر ] بر اغسطوس افتاد . و اول قياصره اوست و او را كيقيانوس نيز گفتهاند . پيش از ولادت مسيح چهل و دو سال پادشاهى كرد و اسكندريه را بگرفت و سيزده سال ديگر معاصر مسيح بود ، و مدت قيصرى او پنجاه و پنج سال بود .
طيباريوس « 2 » قيصر -
پسر زن و داماد اغسطوس بود ، بعد از او قيصر شد و نايبى ايرونس نام را به شام فرستاد تا يوحناء پسر زكريا را بكشت و يونسيوس « 3 » نام را به قدس [ فرستاد ] تا مسيح را شكنجه كرد در سال بيستم از پادشاهى او ، و مدت او بيست و چهار سال بود .
غابيوس « 4 » قيصر -
بعد از آن به مدت يك سال و شش ماه كه تخت قيصرى
هامش
( 1 ) - اغسطس ( اگوست ) نخستين كسى بود كه او را قيصر خواندند ، و قيصر يعنى آنكه وى را از شكم مادرش بيرونآوردند ، زيرا مادرش در حالى كه اغسطس در شكمش زنده بود و مىجنبيد درگذشت ، شكم او را بشكافتند و وى را بيرونآوردند ( حمزهء اصفهانى ، ص 71 ) ، قيصر - سزار ، هماكنون در اصطلاح جراحان سزارينCesarienneعملى است جراحى كه شكم مادر را مىشكافند تا كودك و مادر وى هر دو از خطر مرگ رهايى يابند . ر ك :
دايرة المعارف لاروس بزرگ .
( 2 ) - طباريس ( حمزهء اصفهانى ، ص 71 ) .
( 3 ) - با : يونيبوس .
( 4 ) - با : غايبوس . حمزهء اصفهانى پس از طباريس ، قلودفس را نام برده است ( ص 71 ) .