و اصناف طيور ، و چهل هزار مركب خاص داشت و دوازده هزار جنيبت ، و عظمت و پادشاهى او مشهور است . و مدت پادشاهى او چهل سال بود .
و واحدى آورده است كه ملك سليمان هفتصد سال و شش ماه بود .
رحوعام « 1 » بن سليمان ، اخيا و شمعيا -
اين سه پيغامبر معاصر او بودند .
و اخيا شيلوئى در عهد سليمان روزى يروعام پسر نواط را كه غلام سليمان بود تنها در راه بيافت ، جامهء نو پوشيده . دست در آن جامه زد و دوازده پاره كرد و به يروعام گفت : ده پاره ازين جامه بستان كه حق تعالى چنين فرموده است . جهت آنكه سليمان را زنانش از راه بردند و در طاعت من اهمال نمود و به جميع شرايط چون داود قيام نتوانست نمود ، پادشاهى ده سبط از بنى اسرائيل از خاندان او خلع كرده به تو مىدهم و پادشاهى دو سبط به فرزندان او مىگذارم جهت داود بندهء من . و چون اين قضيهء خلع را پيش از آنكه اخيا به يروعام گويد ، بارى تعالى به سليمان گفته بود ، سليمان قصد يروعام كرد . يروعام بگريخت و پيش شيشاق پادشاه مصر رفت و آنجا بماند تا وفات سليمان . چون پادشاهى به يروعام رسيد تمامت بنى اسرائيل و يروعام پسرى نواط « 2 » جمعشدند تا او را به جاى پدر به پادشاهى نشانند . رؤسا و مشايخ قوم ازو التماسكردند كه پدرت بر ما بارگران نهاده بود ، اگر مراسم پادشاهانه به تخفيف آن مرحمتى فرمايد ما به دل و جان بندگى اين درگاه كنيم . جواب را تا سه روز در توقفداشت . بعد از آن گفت كه خنصر من سطبرتر از خنصر پدر من است ، اگر او بر شما بارگران نهاد من گرانتر نهم .
چون خطاب بدين نوع شنيدند تمامت ازو برگشتند ، و سبط يهودا و بنيامين بيش با او نماند ، بر عادت پدر « ازورا » نام شخصى كه بر سر خراج مىبود به تحصيل خراج فرستاد ، و تمامت بنى اسرائيل دست يكى كردند و او را به زخم سنگ [ 112 - پ ] بكشتند . چون رحوعام اين خبر شنيد به بيت المقدس گريخت و از آن روز ده سبط از بنى اسرائيل از خاندان و فرزندان داود بيزار شدند ، و از آن روز تا انقراض دولت بنى اسرائيل هيچ شخصى ازيشان بر تمامت بنى اسرائيل حاكم نشد ، و آن ده سبط يروعام پسر نواط را بر خود پادشاه گردانيدند و رحوعام در بيت المقدس از سبط
هامش
( 1 ) - رحبعام ( قاموس كتاب مقدس ) .
( 2 ) - پسر نواط .