ايمن و آسوده شدند . و مدت حكومت او هشتاد سال بود .
شمكار بن غياث « 1 » -
بعد ازو قايممقام شد . مردى پهلوان دلاور بود . لشكر فلسطين را چند نوبت بشكست ، و مدت حكومت او يك سال بود .
باراق بن اوى نوعم « 2 » -
از سبط يعثايى « 3 » بود . دوورا كه به مذهب يهود نبيه بود ، حق تعالى او را خطاب فرمود كه كسى پيش باراق فرست تا لشكر كشد و به محاربت ياوين « 4 » پادشاه قيصريه رود كه مدت بيست سال است تا بنى اسرائيل ازو معذباند ، چه من ياوين را پيش باراق مخذول خواهم كرد . باراق لشكر جمع كرد و به محاربت او رفت . حق تعالى نصرت داد و ايشان را منهزم گردانيد و بيسرا « 5 » نام كه امير لشكر دشمن بود پياده بگريخت . ياعيل نام زن جبوريتنى « 6 » او را به حيلت به خانه برد و بكشت ، [ و مملكت باز در دست بنى اسرائيل ماند ، و مدت حكومت او چهل سال بود ] .
كدعون « 7 » بن يراش -
پيغمبر بود از سبط منشا و او را يربعل نيز گويند .
چون ديگرباره بنى اسرائيل راهى پيش گرفتند ، حق تعالى پادشاهان مديان را بر ايشان مسلط گردانيد تا مدت هفت سال ايشان را معذب مىداشت ، چنان كه بيشتر بنى اسرائيل در كوهها پناه گرفتند و به انواع ظلم و تعدى مبتلا بودند . چون باز روى به حق آوردند ، حق تعالى كدعون را خطاب فرمود تا لشكر كشيد و به سيصد مرد ، صد و پنجاه هزار مرد را بشكست و زيرح و صلمناع پادشاهان مديان را گرفته ، كشت ، و مدت حكومت او چهل سال بود .
اوىميلخ « 8 » -
چون كدعون نماند او را هفتاد و دو پسر بود ، و اين اوىميلخ از سريتى بود از اهل شخيم ، بعد از وفات پدر پيش خويشان مادر رفت و بنوع حيلت در يك روز هفتاد برادر خود را بكشت . يكى ازيشان بونام نام بگريخت و نفرين او به او رسيد و اوىميلخ را بكشتند . و مدت او سه سال « 9 » بود .
هامش
( 1 ) - قاموس كتاب مقدس : شمجر .
( 2 ) - قاموس كتاب مقدس : باراق ( برق ) پسر ابى نوعم .
( 3 ) - با : يفسانى .
( 4 ) - با : باوين .
( 5 ) - با : ميسرا .
( 6 ) - با : حيورقينى .
( 7 ) - قاموس كتاب مقدس : جدعون .
( 8 ) - ابى مالك ( قاموس كتاب مقدس ، ص 372 ) .
( 9 ) - با : بيست و سه سال . در قاموس كتاب مقدس نيز 3 سال آمده ( ص 372 ) .