تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
و شريف ايشان اخى راع پسر غينان بود . كاد را شش پسر بود : صيفيون ، جكيشونى ، اصبون ، عيرى ، ارودى ، ارايلى . فرزندان ايشان چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه مرد ، و شريف ايشان الياف « 1 » پسر دعوايل بود . و شوار را چهار پسر بود : يمنا ، يشوا ، يشوى ، يريعا . فرزندان ايشان چهل و يك هزار و پانصد مرد ، و شريف ايشان يرعمىايل « 2 » پسر عمران بود . و يساحار را چهار پسر بود : بولاغ ، نورا ، يور ، شمرون . فرزندان ايشان پنجاه و پنج هزار و چهارصد مرد بودند و شريف ايشان نثزايل « 3 » پسر صوعار بود . و زوولون را سه پسر بود : سيرد : ايلون ، محليل . فرزندان ايشان پنجاه و هفت هزار و چهارصد مرد ، و شريف ايشان الى آو پسر حيلون بود . و يوسف را دو پسر بود : منشا « 4 » ، افرايم . فرزندان ايشان هفتاد و دو هزار و پانصد مرد ، چهل هزار و پانصد از فرزندان افرايم ، و شريف ايشان اولى شاماع پسر عميهود بود و سى و دو هزار از فرزندان منشا ، شريف ايشان كملىايل پسر بداه صور بود . بن يامين را ده پسر بود : ببلغ ، ينحر ، اشبيل ، كبرا ، نعمان ، اخى ، روش ، هويم ، جويم ، ارد . فرزندان ايشان سى و پنج هزار و چهارصد مرد و شريف ايشان اوى دان پسر كدعونى بود . موسى عليه السلام را دو پسر بود : كيرشوم ، اليعيزر ، و برادرى هارون نام كه يهود او را اهرون هكوهين « 5 » گويند [ 108 - ر ] و خواهرى مريم نام كه يهود او را مريام خوانند . و هارون را چهار پسر بود : ناداو ، العازار ، اويهو ، ايثامار . و العازار را پسرى بود بنحاص نام . بعضى چنان روايت كنند كه خضر عليه السلام كه او را ايلياهو مىخوانند اين بنحاص است . و قارون پسر بصحار كه پسر عم موسى عليه السلام بود كه او را زمين فرودبرد ، سه پسر داشت : اسير ، الفانا ، اوىاساف . هر سه پيغامبر بودند و وقتى كه بنى اسرائيل در تيه بودند پيغمبرى كردند و شموايل عليه السلام و پسرش هيمان بن يوايل از نسل اوى اساف‌اند . و اين هيمان آن است كه داود عليه السلام او را گماشته بود با اساف عليه السلام و با چند كس ديگر از
هامش
( 1 ) - با : الياسان . ( 2 ) - با : عمرايل . ( 3 ) - با : بيش‌ايل . ( 4 ) - قاموس كتاب مقدس : منسى . ( 5 ) - با : اهرون نيكويى .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 248 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )