را كدعون خوانند به خدمت او به طاعت درآمدند . ايشان را امان داد . بعد از آن پنج پادشاه از پادشاهان آن ولايت مشورت كردند كه برويم و شهر كدعون را بگيريم و مردمش را بكشيم تا ولايتهاى ما ازيشان نياموزند و به طاعت ايشان درنيايند ، و جمعيت كردند و بر سر كدعونيان رفتند . يهوشووع را خبر شد ، حق تعالى با او خطاب فرمود كه مترس ، كه من ايشان را به دست تو خواهمسپردن . يهوشووع بر ايشان شبيخون كرد ، تمامت منهزم شدند . حق تعالى بر ايشان سنگباران كرد چنان كه آنان كه به سنگ مرده بودند بيش از آن بودند كه به قتل آمده . در اثناى آن محاربت چون هنوز دشمن را تمامت قهر نكرده بودند ، شب نزديك آمد .
يهوشووع روى به آفتاب كرد و اشارت فرمود كه آفتاب از جاى خود حركت نكند ، تا دشمن را شكستند و فنا كردند . به قدرت حق تعالى آفتاب شش ساعت زمانى توقف كرد تا ايشان دشمن را شكسته منهزم كردند . و در اندك مدت سى و يك پادشاه را بكشت « 1 » و ولايات ايشان را گرفته بر بنى اسرائيل بخش كرد ، و بنى اسرائيل در زمان او و بعد ازو به مدتى مديد به طاعت و عبادت حق تعالى مشغول بودند . و مدت عمر او صد و ده سال بود .
غثنىايل « 2 » بن قناز -
از سبط يهودا بود . بعد از يهوشووع بنى اسرائيل بيراهى پيش گرفتند و از طاعت حق تعالى بازگرديدند . حق تعالى كوشان رشعاثم نام را بر ايشان مسلط گردانيد . مدت هشت سال ايشان را معذب مىداشت . بنى - اسرائيل به خداى تعالى ناليدند ، حق تعالى معونت ايشان بر دست اين غثنىايل « 2 » فرستاد تا كوشان را بكشت . و مدت حكومت او چهل سال بود .
آهود بن گيرا بن يمينى « 3 » -
از سبط بنيامين بود ، چون بنى اسرائيل بعد از غثنىايل بىحاكم مانده بود ، ديگرباره بىراهى پيش گرفتند . حق تعالى ايشان را به دشت عفلون پادشاه [ 109 - ر ] موار گرفتار كرد ، تا چند نوبت ايشان را بغارتيد و مدت هجده سال بندهء او بودند . بعد از آن چون روى به حق آوردند ، حق تعالى اين آهود را فرستاد تا به حيلت پيش پادشاه موار رفت و او را بكشت و بنى اسرائيل
هامش
( 1 ) - با : بشكست .
( 2 ) - با : عيشىايل . قاموس كتاب مقدس : عتنئيل ( ص 372 ) .
( 3 ) - قاموس كتاب مقدس : آهود پسر جيرا از سبط بنيامين .