شد او را زخم زد و بكشت . و خور شاه ظاهر گردانيد و گفت : جهت آنكه پدرم را كشته بود او را كشتم ، و فرمود تا پسران او را در ميدان بسوختند . و هولاكو خان در هجدهم شوال سنهء اربع و خمسين و ستمائه ( 654 ) به ميمون دز رسيد ، و خور شاه بعد از زحمات بسيار و خرابى قلاع روز يكشنبه اول ذوالقعده سنهء اربع و خمسين ( 654 ) در صحبت مولانا نصير الدين طوسى و اصيل الدين زورنى و وزير مؤيد - الدين و فرزندان رئيس الدوله و موفق الدوله از قلعه فروآمد ، و مولانا نصير الدين طوسى در آن باب گفته است :
بيت
سال عرب چو ششصد و پنجاه و چار شد * يكشنبه اول ذوالقعده بامداد
خور شاه پادشاه سماعيليان ز تخت * برخاست پيش تخت هولاكو بايستاد
هولاكو خان او را به خدمت منكو خان فرستاد ، در راه وفات يافت . مدت پادشاهى او يك سال بود .