تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مصاف داد و قريب سى هزار فرنگ به قتل آورد و افريدش ملك ايشان اسير گشت و دمياط مستخلص شد . و بعد از آن تركان بحرى بر قتل سلطان متفق شدند و ايبك تركمان كه مقدم امرا بود بر خوان به خدمت سلطان حاضر شد و در اثناى سخن شمشير بر سلطان زد . سلطان در خانهء چوبين گريخت . تركان آتش در خانه زدند ، سلطان بر بام رفت . ايبك تيرى بر وى زد ، سلطان خود را در دريا انداخت . سلطان را بگرفتند و به لگد هلاك كردند و در دريا انداختند . و از عهد شيركوه تا انقراض دولت ايشان هشتاد و هشت سال بود . اسيران فرنگ چون از آن حال خبر يافتند بندها بشكستند و دست به قتل مسلمانان بردند . نوكران تركمانى درآمدند و ايشان را در حلقه گرفتند و سيزده هزار فرنگ را به يك لحظه بكشتند و بر افريدين دويست هزار دينار مقرر كردند . و در سنهء اثنتين و خمسين و ستمائه ( 652 ) ايبك تركمان بر مصر مستولى شد و از فرزندان ملك كامل كسى نماند ، و امير اقطاى جامه‌دار را در قلعه ناگهان كشت و فرمود تا خطبه و سكه به نام او كردند ، و سلطان شد . و در كرمان سلطان ركن الدين بود در سنهء خمسين و ستمائه ( 650 ) ، برادرش از پيش منكوخان بيامد . ركن الدين بگريخت و به دار الخلافه استيمان « 1 » نمود . از بيم مغول او را راه ندادند . از آنجا متوجه منكوخان شد . قطب الدين بر عقب او برفت و به يارغو درآمد . ركن الدين را بعد از ثبوت گناه به دست قطب الدين دادند ، تا او را هلاك كرد و سلطنت كرمان او را مسلم شد . و در فارس اتابك مظفر الدين ابو بكر بود ، و در سنهء ثمان و اربعين و ستمائه ( 648 ) سيدى نجم الدين احمد بن على الرفاعى نماند و پسر خواهرش سيدى شمس الدين احمد بن محمد بن عبد الرحيم قايم‌مقام شد . و انقراض ملك خلفاى بنى العباس بر مستعصم بود . هولاكو خان به محاربهء او رفت و او را با بيشتر اهل بغداد به قتل آورد ، و آن حكايت در قسم نهم از تاريخ مغول مىآيد . و مقتل او روز چهارشنبه چهاردهم ماه صفر سنهء ست و خمسين و ستمائه ( 656 ) بود ، و مدت خلافت او پانزده سال و هشت ماه و چهار روز [ 95 - پ ] بود .
هامش
( 1 ) - يعنى امان‌خواستن .