تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
كه ظاهر در ايام خود كرده بود آن جمله را مقرر دارند و مضاعف كنند ، و سلطان شمس الدين ايلتتمش به حبل ولاى او تمسك نمود و به ذيل جلال او معتصم گشت . و در ايام او حسام الدين خليل بن بدر بن خورشيد البلوجى كه از اكابر اكراد بود ، از طاعت خليفه بيرون رفت و به مغولان پناه برد و پيش از آن در زى صوفيان بودى و خود را از مريدان سيدى احمد رفاعى شمردى . در آن وقت با جمعى مغولان كنكاج كرده به خولنجان رفت از نواحى نجف ، و بر جماعتى از اتباع سليمان شاه زد و قتل و غارت كرد . سليمان شاه را خبر شد ، از خليفه اجازت خواسته متوجه او شد . چون به حلوان رسيد در موضعى كه آن را سهر خوانند ، سليمان شاه كمين ساخته بود ، با حسام الدين جنگ كرد و روى به هزيمت نهاد . خليل بر عقب او برفت ، لشكريان كمين بگشادند و ايشان را در ميان گرفتند و بسيار بكشتند و خليل را دستگير كرده هلاك كردند . و در روم سلطان عز الدين كيكاوس چون برادرش علاء الدين مخالفت كرد و به انكوريه « 1 » رفت ، او را از آنجا بياورد و به قلعهء هشيار محبوس گردانيد ، هفت سال . چون عز الدين بمرد علاء الدين پادشاه شد تا زمان مستعصم . و در موصل بدر الدين لؤلؤ لشكرى ترتيب كرد و از تاج الدين محمد صلابه صاحب اربيل مدد خواست ، و او هزار مرد بفرستاد و بدر الدين لؤلؤ روى به ماردين نهاد و سلطان ماردين نيز لشكرى بياورد و از حلب مدد خواست . چون به هم رسيدند ، ميمنهء ماردينيان بشكست و لشكر موصل بر عقب ايشان رفتند و غنايم يافتند . و پسر قاهرى مقدم لشكر حلب بر قلب لشكر موصل زد و بشكست . بدر الدين لؤلؤ بگريخت با ده نفر ، و به موصل ، آمد و خزانهء او را غارت كردند . و در مصر ملك صالح ايوب نماند و در سنهء ثمان « 2 » و اربعين و ستمائه ( 648 ) [ 95 - ر ] سلطنت مصر بر ملك معظم تورانشاه بن ايوب بن كامل كه ملك حصن كيفا « 3 » بود مقرر گشت ، و با لشكر فرنگ كه بر دمياط و حوالى مصر مستولى شده بودند
هامش
( 1 ) - انقره پايتخت كنونى تركيه ( آنكارا ) . ( 2 ) - با : سبع . ( 3 ) - با : كنعا . صحيح كيفاست ، ر ك : كامل 9 : 71 ، و معجم البلدان ( فهرست : حصن كيفا ) .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 213 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )