تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
حال بر وى بگرديد ، از منبر بيفتاد و در آدينه وفات يافت . و هم درين سال شيخ ابو العباس احمد بن محمد بن مسروق الطوسى به بغداد وفات يافت ، صحبت حارث محاسبى و سرى سقطى دريافته بود . گفت : هر كه نگاه داشت حق تعالى كند در خطرات دل خود ، حق تعالى وى را نگاه دارد در حركات اعضاى وى . و در سنهء تسعين و مائتين ( 290 ) ابو حمزهء نيشابورى ، از اقران جنيد و خراز « 1 » و ابو تراب بود ، در نيشابور وفات يافت و در جوار ابو حفص حداد است . حكايت - آورده‌اند كه در باديه به توكل مىرفت بىدلو و رسن ، و نذر كرد كه از هيچ كس چيزى نخواهد و التفاتى نكند . ناگاه در چاهى افتاد ، به توكل بنشست . شخصى برسيد و سرى چاه « 2 » بگرفت [ 81 - ر ] و گفت : مبادا كه كسى در او افتد . نفس با او گفت : حق تعالى مىفرمايد :
« وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ »
ابو حمزه گفت : توكل از آن قوىتر « 3 » است كه به فجر « 4 » و سالوس نفس باطل شود ، آن كس كه بر بالا نگاه مىدارد در چاه هم او نگاه دارد . روى به قبله آورد و سر فرو برد . ناگاه شيرى بيامد و سرچاه باز كرد و دست در سرچاه زد و پايها فروگذاشت . ابو حمزه گفت : همراهى گربه نكنم . الهامش دادند كه خلاف عادت است ، دست در زن و درآ . دست در پاى شير زد و برآمد . آوازى شنيد كه يا ابا حمزة ، نجيناك من التلف بالتلف . شير روى بر خاك نهاد و برفت . و هم در اين سال ربيع بن سليمان الراوى المؤذن صاحب امام شافعى به مصر نماند . و هم در اين سال روز سه‌شنبه بيستم جمادى الاخر عبد اللّه بن احمد « 5 » حنبل نماند ، و در سنهء احدى و تسعين ( 291 ) شب شنبه دوازدهم جمادى الاول ابو العباس احمد بن يحيى المعروف بثعلب وفات يافت ، و او و محمد بن يزيد المبرد معاصر بودند ، و در حق ايشان گفته‌اند : شعر
ايا طالب العلم لا تخرطن « 6 » * و عد بالمبرد او ثعلب
هامش
( 1 ) - با : خرار . ( 2 ) - سر چاه . ياء حرف اضافه است . ( 3 ) - م : قوى . با : قوىتر . ( 4 ) - با : بعجز . ( 5 ) - با : عبد اللّه احمد . ( 6 ) - م : ناخواناست ، مىتوان لا تخرطن خواند . با : لا تجهلن .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 181 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )