و در شوال سال 717 ه ق . تأليف آن انجام يافته ، چنان كه عبارت « و اين زمان كه شهور سنهء سبع عشر و سبعمائهء ( 717 ) هجرى است . . . » مندرج در جاى جاى از همين كتاب « 1 » ترديدى در اين معنى باقى نمىگذارد .
بناكتى در تأليف اين تاريخ از چند كتاب تاريخى خاصه جامع التواريخ رشيدى بهره برده ، وى مىگويد : « در خاطر آمد كه در علم تواريخ و انساب . . .
كتابى سازيم . . . و شطرى از اقوال و احوال و حكايات ايشان كه در هر كتابى ديده و از هر مورخى و نسابهاى شنيده و تفحص بليغ نموده بتخصيص از كتاب جامع - التواريخ . . . بر وجه ايجاز باز نمايم « ص 1 » . علامهء قزوينى گويد : « [ مؤلفان ] تاريخ گزيده و تاريخ بناكتى و روضة الصفا و حبيب السير و ساير تواريخ متأخره جميعا فصول بسيار از جهانگشا را در كتب خود نقل نمودهاند . . . » « 2 » اما ظاهرا نقل مطالب جهانگشا به طور غير مستقيم از طريق جامع التواريخ صورت گرفته است .
اين كتاب كه به تاريخ بناكتى شهرت دارد ، بر خلاف تواريخ ديگر اسلامى مانند جامع التواريخ ، شامل شرح بالنسبه مبسوط دقيق است از احوال ملل غير مسلمان مثل يهود و عيسويان و هنود و چينىها و مغول ( ر ك : فهرست كتاب ) ، و مؤلف علاوه بر اطلاعاتى كه در اين باب از جامع التواريخ استخراج كرده ، چون خود در دربار ايلخان عظيم الشأنى مثل غازان سمت ملك الشعرايى داشته ، از او و ساير مقيمان دربار اطلاعات ديگرى نيز كسب كرده و به همين جهت كتاب او با وجود صغر حجم از تواريخ معتبر عهد مغول است « 3 » .
در اينجا تذكار اين نكته را لازم مىداند كه به عقيدهء نگارنده يكى از كارهاى مهم در راه تدوين تاريخ جامع و مستدل ايران كه مدتهاست به انديشهء آن
هامش
( 1 ) - از جمله ص 397 .
( 2 ) - مقدمهء جهانگشاى جوينى 1 : ف .
( 3 ) - ر ك : تاريخ مفصل ايران ، مغول ، ص 520 .