است كه از عرفاى مشهور تبريز و شاعر بود . وى در ماه رجب از سال 699 ه ق .
وفات يافت « 1 » . قصيدهاى از او درهمين كتاب ( ص 462 ) آمده است به اين مطلع :
الا اى خسرو صاحب معانى * كه بادت عمر دولت جاودانى
داود بناكتى مؤلف كتاب از شهر بناكت « 2 » يا بناكث « 3 » است كه شهرى بوده بر كنار رود سيحون واقع در ماوراء النهر « 3 » . ياقوت گويد : بناكت شهر بزرگى است و دانشمندانى از آنجا برخاستهاند . نگارندهء اين تاريخ از اديبان و شاعران « 4 » عهد غازان و اولجايتو و ابو سعيد بود و در دستگاه غازان خان سمت ملك الشعرايى داشت « 5 » . وى پس از سال 717 ه ق . كه سال پايان يافتن تاريخ اوست سيزده سال ديگر زنده بوده و سرانجام به سال 730 ه ق . در گذشتهاست « 6 » . در مآخذ موجود كتاب ديگرى جز ديوان شعرش « 6 » از او ياد نشده .
از جملهء اشعارى كه فخر بناكتى سروده است ، دو قصيده در مدح غازان - خان در كتاب حاضر آمده ، نخستين به مطلع :
دوش از بحر معانى از بنان در بيان * كرد پيدا منطقى آن طوطى شكرفشان « 7 »
و ديگرى به مطلع :
شكر يزدان را كه از تأييد دور آسمان * يافت صحت ذات پاك خسرو صاحب قران « 8 » .
و دولتشاه ( تذكره ، ص 100 ) غزلى به مطلع زير از وى آورده است :
باز اين عتاب جانان با ما چراستگويى * پيمان و عهد ايشان باد هواستگويى
اهميت كتاب
موضوع كتاب تاريخ عمومى عالم است از خلقت آدم تا جلوس ابو سعيد خان
هامش
( 1 ) - ر ك : همين كتاب ، ص 462 .
( 2 ) - به فتح با و كسر كاف ( معجم البلدان ) .
( 3 ) - ر ك : ترجمهء صورة الارض ، جعفر شعار ، ص 246 .
( 4 ) - ر ك : فرهنگ سخنوران ، دكتر خيامپور ، ذيل فخر بناكتى .
( 5 ) - ر ك : اقبال آشتيانى ، تاريخ مفصل ايران ، ( مغول ) ص 520 .
( 6 ) - ر ك : اسماء المؤلفين ، اسماعيل باشا ، 1 : 360 و استورى 1 : 79 .
( 7 ) - همين كتاب ، ص 465 .
( 8 ) - همين كتاب ، ص 468 .