الهادى ابو محمد موسى -
چهارم خلفاى بنى العباس بود و بيست و سيم به نسبت با نبى صلى اللّه عليه و آله . مادر او خيزران بود دختر عطا ، و وزيرش ربيع ، هم در آن سال وفات يافت ، و وزارت به عمر بن ربيع رسيد . و در ايام او حسن بن على بن الحسين بن على ، كرم اللّه وجهه ، [ به مدينه خروج كرد ] ، هادى ، موسى بن عيسى را بفرستاد تا او را دستگير كرد و بكشت و سرش به بغداد فرستاد . و با حسن بن على بن حسين ، سليمان بن عبد اللّه بن الحسن « 1 » و عبد اللّه بن اسحاق بن ابراهيم بن الحسن بن الحسن ، و حسن بن محمد بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن را اسير كردند بكشتند « 2 » و هادى در جرجان بود ، بعد از وفات پدر به بغداد آمد و بر سرير خلافت نشست ، و ايام او پيش مردم چون عيدها بودى . مردم آسوده بودند و او را دوست داشتندى و او علما را دوست داشتى . و در زمان او از اطراف علما به بغداد آمدند . و در سنهء تسع و ستين و مائه ( 169 ) ابو رويم « 3 » و گويند ابو الحسن و گويند ابو عبد اللّه و گويند ابو عبد الرحمن نافع بن عبد الرحمن بن ابى نعيم مولى جعونة بن شعوب الليثى حليف [ جمرة ] بن عبد المطلب المعزلى « 4 » القارى اصلش از اصفهان بود به مدينه وفات يافت .
و هادى بيست و پنج ساله بود ، روز آدينه هجدهم ماه ربيع الاول سنهء سبعين و مائه « 5 » ( 170 ) در عيسا باد وفات يافت ، و مدت خلافت او يك سال و يك ماه و بيست و پنج روز بود [ 64 - پ ] .
آوردهاند كه مهدى ، هادى را ولى العهد كرده بود و بعد ازو هارون الرشيد را . حسن بن سهل از ابو غانم « 6 » روايت كرد ، گفت : من به خدمت هادى مخصوص بودم و پيوسته ازو ترسان بودمى كه بس قتال و تيز خشم بود . روزى مرا طلب كرد و گفت : خاطر من از يحيى بن خالد برمكى گرفته است ، به سبب آنكه هارون را نمىگذارد كه خود را خلع كند از خلافت به جهت پسر من ، مىبايد كه همين ساعت به روى و سر او را بياورى كه من هم امشب هارون را بخواهم كشت . من خدمت كردم و گفتم : امير المؤمنين اگر در باب هارون تأمل تقديم فرمايد و اين عزيمت را به
هامش
( 1 ) - با : الحسين .
( 2 ) - در نسخهء م عبارت « و با حسن بن على . . . . بكشتند » دو سطر بعد يعنى پس از « به بغداد آمدند » مندرج است . متن از « با » .
( 3 ) - م : ابورولم .
( 4 ) - با : المدنى .
( 5 ) - با : ثمانين و مائه .
( 6 ) - م : ابو عالم ، متن از « با » .