و بر گناه اصرار ننمايم . خويشتن را عزل كردم و از اين كار بيرون آمدم ، اگر بر حق بودم درين - و مىدانم كه نبودم - ازين كار نيز بيزار شدم . شما كسى را كه شايسته دانيد اختيار كنيد . اين بگفت و از منبر فرودآمد و در خانه رفت و به عبادت مشغول شد . و گويند بعد از اين واقعه چهل روز بيش نزيست ، و در آن ساعت كه خود را خلع كرد ، مروان حكم در ميان مسجد جامع برخاست و شمشير بركشيد و اين بيت را انشاد كرد :
شعر
انى ارى فتنة يغلى مراجلها * و الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا « 1 »
و ابى ليلى بيست و سه ساله بود وفات يافت ، و در دمشق دفن كردند و نماز بر وى وليد بن عتبة بن ابى سفيان گزارد و در تكبير دوم نيزهاش زدند و هلاك كردند .
مروان بن الحكم [ بن ] ابو العاص بن امية الاكبر -
مادرش ايمنه دختر علقمة بن صفوان بود و حاجبش [ 54 - پ ] مزاحم غلام او ، و نقش خاتمش « يؤمن باللّه » . در جميدى الاول سنهء اربعين و ستين ( 64 ) با او بيعت كردند و او شصت و سه سال بزيست و شام را از عبد اللّه بن الزبير نگاه داشت و ابو سعيد ضحاك بن قيس بن خالد بن وهب بن ثعلبة بن وائلة بن عمرو بن شيبان بن محارب بن فهر را بكشت ، و او زن يزيد را خواسته بود . زن او را زهر داد و بكشت در صفر سنهء خمس و ستين ( 65 ) . و او را چهار پسر بود : عبد الملك ، محمد ، بشر ، عبد العزيز .
و مدت امارت او نه ماه بود .
و هم در اين سال ابو عبد الرحمن بن عمرو بن العاص بن وابل بن هشام بن سعيد بن سهم بن عمرو بن هصيص بن كعب القرشى التهمى ، و او هفتاد و دو ساله بود ، به مصر وفات يافت .
و هم درين سال ابو المنذر سليمان بن صرد الخزاعى نماند و او بيست و پنج حديث روايت كرد . و در سنهء خمس و ستين ( 65 ) و گويند ثمان و ستين ابو عمرو زيد بن ارقم الانصارى نماند ، و هفتاد حديث روايت كرد . و در سنهء ثمان و ستين ( 68 ) عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب به طايف نماند و او هفتاد « 2 » ساله بود . هزار
هامش
( 1 ) - يعنى من فتنهاى را مىبينم كه ديگهاى آن مىجوشد ، و حكومت پس از ابو ليلى ( معاوية بن يزيد ) از آن كسى است كه چيره شود .
( 2 ) - با : هشتاد .