پ
پايزه . پائيزه : لوحه بوده از زر و سيم و گاهى از چوب برحسب رتبه اشخاص بعرض كف دست و به طول نيم ذرع تقريبا كه نام خدا و نام پادشاه با نشان و علامت مخصوص روى آن محكوك بوده است ، و پادشاهان مغول آن را به كسانى كه مورد مرحمت و توجه خاص واقع ميشدهاند و مخصوصا برؤساى سپاه اعطاء ميكردهاند . حواشى جهانگشاى جوينى .
ت
تالان : غارت ، چپاول ، ويران ساختن عمارت و غارت ابزار و آلات آن .
تايين : « وزن كابين باصطلاح چون عدد جماعتى بچهل رسد آن را يك تابين گويند ، و باصطلاح اتراك توران : جمعى را نامند كه در تاختوتاز شريك باشند » - فرهنگ سنگلاخ « 1 » .
ترخان : لقبى كه خانان مغول به كسى دهند كه هروقت خواهد بىاحضار بحضور پادشاه رود ، و اگر تقصيرى يا خطائى كند او را بمؤاخذه نگيرند .
حكيم نزارى :
اگر صد خون بيك غمزه بريزى كس نميپرسد * مگر يرليغ ترخانى ز سلطان ايلخان دارى
فرهنگ سنگلاخ . غياث اللغات . آنندراج .
تزك . تزوك : تزوك . بضم اول و دوم نظام و امير يا ميرتزك بمعنى ميرنظام ، نقيب ، چوبدار ، رئيس انتظامات - يساول و « تزوك بابرى » : نام كتابى است كه در شرح نظامات و قوانين و يساقهاى سلطان ابو القاسم بابر ميرزا گورگانى به زبان جغتائى نوشته شده است .
هامش
( 1 ) - « فرهنگ سنگلاخ » لغت تركى بپارسى تأليف ميرزا مهديخان مؤلف « تاريخ جهانگشاى نادرى » و « درهء نادرى » . نسخه مخطوطه كتابخانه ملى ملك .