اولجه : بضم و فتح اول مال و جنسى كه در تاخت ملك بيگانه گيرند ، آنندراج .
اولنگ : مرغزار ، چمنزار ، سرزمين سبز و خرم .
ب
برلاس : به سكون راء و سين مهمله و فتح لام نام طايفهايست از تركان كه سلاطين گورگانيه هندوستان از آن فرقهاند فرهنگ سنگلاخ .
برانغار : ضد جوانغار - سمت راست .
بغرا : « آشى است كه از آرد نخود ، و نام پلاويست كه از گوشت و ميدهء نخود و روغن و قند و سركه سازند » فرهنگ انجمنآراى ناصرى آنندراج .
بيلاك : هديه ، ارمغان ، رهآورد .
بيرق : پرچم ، علم ، لواء .
بيتكچى : مستوفى و صاحب جمع و تحصيلدار ماليه است . خواجه رشيد الدين فضل اللّه در ذكر انتظامات امور مالى و تدقيق غازان خان در جمعآورى ماليات و خراج نواحى گويد : « و فرمود تا بهر ولايت بيتكچى جلد برود ، و مجموع آن ملك ديهديه مفصل بنويسد » تاريخ مبارك غازانى .
ص 253 ليدن .
بنكچى : مركب از دو كلمه ( بنه ) يا ( بنك ) و بنك بضم باء موحده تحتانى و فتح نون و كاف زده مصغر ( بنه ) - فارسى است - بمعنى : جا و مكان ، و جائى كه نقد و جنس در آن نهند - و بنگاه نيز به همين معنى است - و ( چى ) كه در زبان تركى علامت نسبت و نيز بمعنى دارنده است . پس ( بنكچى ) : دارنده و صاحب يا سرپرست بنه و بنك است .