تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

فرهنگ لغات مغولى و تركى

آ

آق : سفيد . آقچه : بالف ممدود و قاف‌زده پول سفيد سيم ، خواجه رشيد الدين فضل اللّه گويد : « چنان آقچه‌ها كه بيكبار مس مىنمود ، و از نقره زيادت اثرى در آن پيمانه ، مىزدند و روان مىداشتند » - تاريخ مبارك غازانى ص 282 ليدن - آنندراج . آق‌سنقر : « وزن چار عنصر مرغى است شكارى از جنس شاهين و چرغ يا مرغ شكارى سفيد » فرهنگ آنندراج . آق‌شهر : نام شهرى است در تركستان . آق‌شنقار : - آق‌سنقر . آل : سرخ . آلاچوق : آلچوق ، آلاچق : بالف ممدود در اول و دوم و بالف مفتوح در سوم و ضم جيم پارسى در هرسه خانه‌ايست كه تركمانان و اهل دشت از چوب و مو سازند و در آن بسربرند . فرهنگ وصاف ، غياث اللغات . آلتمغا : مهر سرخ ، چه ، ( آل - سرخ و تمغا - مهر ) و آن عبارت بوده از مهر چهار گوشه كه بر روى يرليغها و فرمانها و احكام و مراسلات رسمى با مركب سرخ زده‌اند ، و اگر اين مهرها با مركب آب طلا باشد آن را ( التون تمغا ) مىگفته‌اند ، ( آلتون - طلا ) ، و اگر با مركب سياه بوده آن را ( قراتمغا ) ميگفته‌اند ، ( قرا - سياه ) - حواشى مطلع السعدين ج / 1 - 2 . جامع التواريخ چاپ بلوشه ص 246 . فرهنگ وصاف .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 427 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى