سالها در سايه عنايت وزير دانشگستر خواجه نظام الملك در هرات ميزيسته و آثار بسيارى در نظم و نثر دارد .
( خلاصة الاخبار فى احوال الاخيار - خواند مير خاتمه نسخه مخطوطه كتابخانهء ملى ملك . حبيب السير - جزء سوم از مجلد سوم ص 337 ) .
( 39 ) ص 370 ، س 9 ، لمولانا مجير الدين البيلقانى :
امين احمد رازى ميگويد : مجير الدين بيلقانى براى تحصيل وجوه ديوانى از تبريز باصفهان رفت ، و در آنجا بواسطه اشعارى كه در هجو مردم آنشهر گفته بود او را بقتل رسانيده و يكهزار تومان كيكى بعنوان خون بهاى او براى قزلارسلان به تبريز فرستادند .
( هفتاقليم - امين احمد رازى - ورق 524 نسخه مخطوطه كتابخانه ملى ملك ) .
( 40 ) ص 370 ، س 10 ، لب چو خاتم پرشكر خندست اين اشعار از جمله ابيات قصيدهايست كه مجير الدين بيلقانى در مدح « 1 » اتابك پهلوان سروده است و مطلع آن اين است :
مژده اى دل هان كه ما را مژدهء جان آمدست * وز نسيم صبح بوى زلف جانان آمدست
دم مزن ايدل بزن دستى و جانرا برفشان * ز آنكه اين خوش مژده در دل از ره جان آمدست
نيمشب خيزان دولت جوى را اندر مشام * بوى اقبال از دم صبح درافشان آمدست
چشم روشن گشتهاند الحق عزيزان جهان * زين نسيم خوش كه از يوسف بكنعان آمدست
هامش
( 1 ) - اتابك پهلوان مراد : شمس الدين ابو جعفر محمد جهانپهلوان بن ايلدگز از پادشاهان ( اتابكان ) آذربايجان بوده ( 568 ه ) كه به پهلوانيان مشهور ميباشند .