تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
ع : شوريده‌حال را نبود معتبر سخن . با آنك آنچه از دولتخواهى و اختصاص كه در باطن حقير اين فقير است ، از هزار يكى و از بسيار اندكى مقدور تقرير بيان ، و ميسور تحرير بنان نيست ، مع ذلك سلوك طريق اختصار بادب لايق‌تر . شعر :
عمرت دراز باد و برين ختم شد سخن * بيرون نمىنهم ز ره اختصار پاى
ايزد تعالى ظلال معدلت آن آفتاب رافت و عاطفت را بر جهانيان تا منقرض زمان پاينده دارد ، و آفتاب دولت آن سايهء حضرت يزدان را بر سر عالميان تا منتهاى دوران تابنده ، به حق الحق و إله الطاهرين . المباهى بعبوديته التفتازانى » . « 1 » ( 9 ) ص 30 ، س 8 ، شمس الدين طبس : « شمس طبسى نامش قاضى شمس الدين محمد بن عبد الكريم بوده ، در كنف حمايت و تربيت خواجه نظام الملك طوسى ميزيست ، ديرى در شهر هرات بزيست ، سپس به بخارا رفت ، و در آنجا در محضر صدر الشريعه بخارى استفاضه و استفاده مينمود » ( مجمع الفصحاء - ج / اول ص 306 . تذكرهء دولتشاه سمرقندى - ص 166 - 161 ليدن ) ( 10 ) ص 55 ، س 13 ، ديگر از حوادث بزرگ آن بود : حافظابرو از حدوث يك زلزلهء ديگر كه در سال 765 ه در هرات اتفاق افتاده ، و موجب ويرانى مسجد جامع هرات گرديده ، و از تاريخچهء بنياد آن جامع قديمى و مشهور سخن رانده گويد : « ذكر زلزلهء هرات : در شهور سنه خمس و ستين و سبعمايه در هرات زلزلهء عظيم واقع شد چنانچه بسيارى
هامش
( 1 ) - فرائد غياثى - تأليف جلال الدين يوسف اهل ابن شمس الدين محمد بن شهاب الدين عبد إله جامى ورق 81 - 85 .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 398 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى