ع : شوريدهحال را نبود معتبر سخن .
با آنك آنچه از دولتخواهى و اختصاص كه در باطن حقير اين فقير است ، از هزار يكى و از بسيار اندكى مقدور تقرير بيان ، و ميسور تحرير بنان نيست ، مع ذلك سلوك طريق اختصار بادب لايقتر .
شعر :
عمرت دراز باد و برين ختم شد سخن * بيرون نمىنهم ز ره اختصار پاى
ايزد تعالى ظلال معدلت آن آفتاب رافت و عاطفت را بر جهانيان تا منقرض زمان پاينده دارد ، و آفتاب دولت آن سايهء حضرت يزدان را بر سر عالميان تا منتهاى دوران تابنده ، به حق الحق و إله الطاهرين .
المباهى بعبوديته التفتازانى » . « 1 »
( 9 ) ص 30 ، س 8 ، شمس الدين طبس :
« شمس طبسى نامش قاضى شمس الدين محمد بن عبد الكريم بوده ، در كنف حمايت و تربيت خواجه نظام الملك طوسى ميزيست ، ديرى در شهر هرات بزيست ، سپس به بخارا رفت ، و در آنجا در محضر صدر الشريعه بخارى استفاضه و استفاده مينمود » ( مجمع الفصحاء - ج / اول ص 306 .
تذكرهء دولتشاه سمرقندى - ص 166 - 161 ليدن )
( 10 ) ص 55 ، س 13 ، ديگر از حوادث بزرگ آن بود :
حافظابرو از حدوث يك زلزلهء ديگر كه در سال 765 ه در هرات اتفاق افتاده ، و موجب ويرانى مسجد جامع هرات گرديده ، و از تاريخچهء بنياد آن جامع قديمى و مشهور سخن رانده گويد : « ذكر زلزلهء هرات : در شهور سنه خمس و ستين و سبعمايه در هرات زلزلهء عظيم واقع شد چنانچه بسيارى
هامش
( 1 ) - فرائد غياثى - تأليف جلال الدين يوسف اهل ابن شمس الدين محمد بن شهاب الدين عبد إله جامى ورق 81 - 85 .