معظم چاكرنوازيها كه اندر كل حال * شهريار عدل را از جمله ايران با من است
اين بود كز لطف او گويد مرا آزادهء * شاد باش ابن يمين كاجزاى ديوان با من است
عمر شه در كامرانى تا ابد باد و بود * ورد من چاكر دعاى شاه تا جان با من است ]
( نقل از كتاب « جغرافى » حافظابرو ورق 295 - 294 ) .
( 6 ) صفحه 19 - س 4 ، يوسف اهل :
يوسف اهل : جلال الدين يوسف بن شمس الدين محمد بن شهاب الدين عبد إله جامى ، از فضلا و دانشمندان عصر شاهرخى و از ادبا ، شعرا و نويسندگان زبردست و نامى خراسان و از دبيران دربار سلطان شاهرخ ميرزا بوده و در شهر « تربتجام » اقامت داشته است ، از آثار او مجموعهء منشآتى مشتمل بر آثار قلمى و نامهها و فرمانها و احكام ملوك ، امراء ، وزراء ، شاهزادگان ، فقها ، اقطاب ، شعرا و نويسندگان نامى و زبردست كه با او معاصر يا قريب العصر بودهاند موجود است .
وى اغلب آن اسناد را از آرشيو دولتى هرات كه در اختيار داشته جمعآورى و تدوين نموده است . اين مجموعهء نفيس را در حوالى سال 845 ه بنام سلطان شاهرخ ميرزا تدوين و تأليف ، و آن را به خواجه غياث الدين بن خواجه رشيد الدين وزير سلطان شاهرخ ميرزا تقديم ، و در ديباچه آن به اين معنى تصريح نموده ، و بههمين مناسبت اين مجموعه را به « فرائد غياثى » موسوم گردانيده است .
يوسف اهل تحصيلات خود را در شهر « تربتجام » - كه در آن عهد يكى از مراكز مهمه علم ، عرفان ، ادب و شعر خراسان بوده باتمام رسانيده و از مولانا جلال الدين قاينى - كه در آنعصر از بزرگان علما عرفا و مفتيان