تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و در شرح تأسف و تلهف آن قطعهء گفته شد ، و هى هذه :
گر بدستان بستد از دستم فلك ديوان من * شكر ايزد آنكه او ميساخت ديوان با من است ور ربود از من زمانه سلك در شاهوار * زان چو غم دارم كه طبع گوهرافشان با من است ور ز شاخ گلبن فضلم گلى بربود باد * گلشن پرلاله و نسرين و ريحان با من است ور تهى شد يك صدف از لؤلؤ لالا مرا * پر ز گوهر خواطرى چون بحر عمان با من است قطرهء چند از رشاش كلكم ار گم شد چو شد * خاطر فياض همچون ابر نيسان با من است آب شعر عذب من چون خاك اگر بر باد شد * سهل باشد چشمه‌سار آب حيوان با من است ورچه آمد دل به درد از گشتن ديوان تلف * ليك از دردش نينديشم چو درمان با من است ور ثناى شاه عالم همچو صيت عدل و داد * منتشر شد در جهان طبع ثناخوان با من است گرچه ديوان دگر ترتيب دانم كرد ليك * حاصل عمرم هبا شد انده آن با من است بيعنايت گر بود گردون دون با من چه باك * چون عنايتهاى شاهنشاه ايران با من است خسرو ايران معز الدين كه گويد قدر او * كز جلالت آنچه ميگنجد در امكان با من است