كه حتى پس از مرگ سلطان ابو سعيد و انقراض دولت ايلخان در ايران نيز اين دشمنى وجود داشته است .
عبد الرزاق سمرقندى در شرح احوال شيخ خليفه پيرو مقتداى شيخ حسن جورى و بدايت احوال سربداران ميگويد : « علماء سبزوار فتوى بقتل شيخ خليفه نوشته و همگى آن را مهر كرده صورة حكم را به نزد سلطان ابو سعيد بردند ، و عرضهداشتها پيش سلطان ابو سعيد فرستادند سلطان فرمود كه من متعرض درويشان نميشوم » .
افسوس كه در آنعصر علماء دين و پيشوايان علم اليقين بدون توجه بوظائف اصلى و شرعى خود آلت اجراى حوادث شوم سياسى بيگانگان گرديده و سجادهء قدس و ورع خويشتن را در معرض هبوب عواصف و زوبعات فتنه و آشوب و دوئيت و نفاقى كه خود كوركورانه بجهات مصالح مغولان بوجود آورده بودند گسترانيده و برادرانى را كه رشتههاى محكم و استوار دين ، ميهن ، نژاد ، تاريخ آنانرا بهمديگر مىپيوست بجان يكديگر انداخته كشتار بيرحمانه آن مردم را خدمت بخلق و عبادت خالق مىپنداشتند .
چنان كه در زمان سلطنت ملك غياث الدين كرت فقهاى مدرسه نظاميه هرات و نيشابور فتوى دادند كه قلعوقمع طايفهء سربداران كه مبتدع هستند بنابر اصول مذهب اسلام واجب است ؟ ؟ ؟ و پس از صدور اين فتوى جنگهاى خونينى ميانه سپاهيان كرت و لشكريان سربداران بوقوع پيوست .
جنگ كرتها با سربداران در زاوه بزرگترين نبردى كه ميان دو نيروى سربداران و كرتها رخ داده جنگى است كه در تاريخ سيزدهم ماه صفر سال 734 ميانه لشكريان امير وجيه الدين مسعود و ملك معز الدين حسين كرت در روستاى زاوه در نزديكى هرات اتفاق افتاده است ، درين جنگ امير وجيه الدين مسعود با ده هزار تن از پهلوانان و دليران كارزار ديده خراسانى بعزم تسخير دار السلطنه هرات
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: سيد محمد كاظم امام
ص٣٨٢