پس از تسخير شهر طوس و مشهد الرضا يكى از شيوخ و پيشوايان متصوفه بنام شيخ حسن در مشهد الرضا اقامت داشت و مردى پارسا و پرهيزگار بود او نيز با گروه سربداران همدست و همداستان گرديده و با پيروان خود به يارى ايشان شتافت و سربداران منصب « خلافت » را به او تفويض نموده و مشهد الرضا را « دار الخلافه » اعلام نمودند .
ميگويد : « . . . و عزموا على ان يجعلوا مذهب الرفض كلمة واحدة رافضية بخراسان . . . و كان بمشهد طوس شيخ من الرافضه يسمى بحسن و هو عندهم من الصلحاء فوافقهم على ان يجعلوا مذهب الرفض كلمة واحدة رافضية بارض خراسان و سموه بالخليفة و امرهم بالعدل فاظهروه و تغلبوا على نيسابور و سرخس . . . »
( تحفة النظار فى غرائب الامصار و عجايب الاسفار ) - رحلهء ابن بطوطه - ص 294 .
حافظابرو مينويسد : « سربداران از شيعيان متعصب بودهاند و اغلب بتظاهرات مذهبى قيام ميكردند ، در زمان خواجه على مؤيد آخرين فرمانرواى اين طايفه در شهر سبزوار اسبى را ميآراسته و با كوكبهء عظيم و حشمت و شكوه وافر آن را در كوچه و بازارهاى شهر ميگردانيدند و ميگفتند اين اسب براى سوارى حضرت امام زمان عليه السلام است ، كه عنقريب ظهور خواهد كرد . و از طرفى دشمنان سرسخت سربداران سلسلهء ملوك كرت بوده كه سنى حنفى بودهاند . ( زبدة التواريخ بايسنقرى - حافظابرو ) .
نخستين شورشى كه موجب پيدايش سلسلهء سربداران گرديد در ماه شعبان سال 737 ه در شهر سبزوار اتفاق افتاد ، بدينمعنى كه پيروان و مريدان شيخ حسين جورى شوريده و پرچم طغيان را برافراشته ميگفتند كه :
« جمعى مفسدان استيلا يافته بر خلايق ستم مىكنند ، اگر توفيق
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: سيد محمد كاظم امام
ص٣٨٠