طلبيده امر عالى ارزانى رفت كه بلدهء هرات را بدستور زمان سلطان سعيد ضبط نمايد ، و فرمود كه اگر بر نفس « 1 » همايون ( ما ) يا يكى از فرزندان [ و برادران ] از حدود شرعيه امرى متوجه گردد بايد كه بهيچوجه اهمال و تأخير نرود .
« 2 » [ مصراع ] :
كه آفتهاست در تأخير و انجامش پشيمانى
و در همهء احوال وظايف امداد و اعانت ما متعاقب خواهد بود . و اگر از خدمت مولوى خلاف اين معنى « 3 » بصدور رسد يقين كه موافق خاطر اشرف نخواهد بود ، « 4 » [ و ] از اظهار اين اطوار پسنديده معالم دين و دولت و معاقد ملك و ملت - كه از حليهء نظام « 5 » و سرانجام عارى و عاطل مانده بود - ملتئم و منتظم گشت . و مجارى امور و مناظم مصالح جمهور رونق تمام گرفت . و شرايع دين احمدى ، و شعائر ملت محمدى تمشيت و تقويت لاكلام يافت .
« 6 » [ وحيد الدين ] انورى :
محتاج بود ملك به پيرايهء چنين * آخر مراد ملك روا كرد روزگار
هامش
( 1 ) - مج : بدستور زمان سلطان سعيد ضبط نمايد و فرمود كه اگر بر نفس همايون يا يكى از فرزندان و برادران از حدود .
مك : بدستور زمان خاقان شهيد ضبط نمايد و فرمود كه اگر بر نفس همايون ما يا يكى از فرزندان از حدود .
( 2 ) - مج : مصراع . مك : ندارد . پا : اين كلمه را ندارد .
( 3 ) - مج . مك : اين معنى بصدور رسد يقين كه موافق .
پا : اين معنى بظهور انجامد يقين باشد كه موافق .
( 4 ) - مج : نخواهد بود و از اظهار .
مك . پا : نخواهد بود ، از اظهار .
( 5 ) - مج . مك : حليهء نظام و سرانجام .
پا : حليهء نظم و سرانجام .
( 6 ) - مج : وحيد الدين انورى .
مك : انورى .
پا : اين جمله را ندارد .