بمسند عز و ناز عالم بقا خراميد ، و در بهشت برين بازمرهء حور عين قرين و همنشين گشت .
لخسرو :
ماتمكده شد جهان نهان نيست * ماتمزده كيست كز جهان نيست
تا خانه بود ز دولت آباد * قدرش نشناسد آدميزاد
آمد چو غم عزيز در پيش * آنكس كه عزيزتر غمش بيش
و تمامى اركان دولت ، و اعيان مملكت از حدوث اين مصيبت چون گل جامه چاك ، و چون بنفشه كبودپوش گشتند ، و زمانه نيل چشمزخمى بر رخسار دولت پايدار خضرت حضرت پادشاه كامكار كشيد ، و لالهوار داغ حسرتى بر جگر خسرو رفيع اقتدار نهاد ، و مفارقت والدهء بزرگوار بر حضرت اعلى اثر عظيم كرد ، و ملالت تمام روى نمود ، چنانچه خاطر همايون از نظم و ترتيب مصالح امور اعراض فرمود ، و از اشغال سلطنت و نسق مهمات مملكت ملول گشته نظر اهتمام مهام مالى و ملكى بازگرفت ، و چندين روز بشرايط تعزيت و مراسم اين مصيبت جانسوز قيام نمود ، و مدفن و مرقد در شارع خجسته مشآرع « خيابان » كه آرامگاه جانهاى پاك اكابر اسلام است قريب بمزار فيض آثار امام الجن و الانس امام فخر الدين عمر رازى نور إله مرقده مقرر گشت ، و گنبد رفيع و عمارات بديع در آن حضيرهء خلد آيين بنا فرمود ، و حالا از ميامن پرتو التفات حضرت سلطانى آنموضع بقعهايست چون سقف مرفوع و بيت معمور در غايت نزاهت و نظافت ، و مانند رياض دار السرور در نهايت صفا و لطافت ، و ذكر آن در روضهء كه بيان عمارات خواهد بود مذكور خواهد شد .
چون حضرت اعلى از وظايف عزا و ترتيب آب و آش و طوى بازپرداخت ، اخبار مترادف گشت كه يادگار محمد ميرزا ولد ميرزا محمد بن بايسنقر ميرزا را امير حسن بيك رعايت نيك كرده ، امرا و سپاه خراسانرا بعد از استيصال سلطان سعيد ملازم ركاب