تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
وقوف يافت ، هرچند استعداد مقاومت سلطان سعيد مهيا نداشت ، اما مقتضى جلادت و بهادرى اقتضاى آن نمود كه لشكرى پراكنده آنچه بود جمع آورده ، چند منزل پيش آمد ، و در صحراى « 1 » سلطان‌آباد اتفاق ملاقات صفين افتاد ، حضرت اعلى چون ديد كه سپاه او در مقابلهء لشكر سلطان سعيد قطره و دريا ، و ذره و آفتاب است ، و بر آن جمع پريشان هرجائى نيز اعتماد نميتوان كرد ، عنان عزيمت بجانب خوارزم و « 2 » اعريحه « كذا » تافت . و سلطان سعيد ] « 3 » ( بسعادت و اقبال و ابهت و جلال ) ب [ شهر ] استراباد درآمد ( ه ) ، چند روز در « 4 » « گلفشان » بساط نشاط گسترده ، از صباح تا رواح با صباح و ملاح اقداح راح ريحانى ميكشيد ، و از نواى مطربان زهره جبين بلبل آواز ، فحواى اين مقال به گوش « 5 » ( هوش ) ناهيد [ مى ] رسيد .

« 6 » [ لخواجه حافظ ] :

مىخواه و گل‌افشان كن از دهر چه ميخواهى * اين گفت سحر بلبل اى گل تو چه ميگوئى « 7 »
پس آن مملكت را به فرزند ارجمند خود ، گوهر درج شهريارى و اختر برج كامكارى ،
هامش
( 1 ) - سلطان‌آباد : نامى است كه بر شهر استرآباد در آنعهد اطلاق ميگرديده است ( تضاعيف روضه بيستم ) . ( 2 ) - اعريحه ، در اصل نسخهء مج بدين‌صورت بىنقطه نوشته شده ؟ ، ظاهرا بقرينهء سياقت مطلب ( غجدوان ) - كه يكى از بلاد و نواحى ماوراء النهر خراسان است - درست است ؛ و قياسا اصلاح شد . و شايد در اصل ( غرجستان ) بوده كه بلوك پهناورى است از نواحى هرات . ( 3 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج است . ( 4 ) - گلفشان : گويا نام مرغزاريست در صحراى سلطان‌آباد ( استرآباد ) . ( 5 ) - مج : به گوش ناهيد مىرسيد . مك : به گوش هوش ناهيد رسيد . ( 6 ) - مج : لخواجه حافظ . مك : اين جمله را ندارد . ( 7 ) - اين بيت در ديوان خواجه چنين است :مىخواه و گل‌افشان كن از دهر چه ميجوئى * اين گفت سحرگه گل بلبل تو چه ميگوئى