تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
« خود اين دليرى كرده ، و او حالا دو هزار مرد دلاور مسلح مكمل دارد مردم هرات كى » مىتوانند ، كه بفرمان من او را بدست تو دهند ، اين كاريست ميان تو و ايشان ، چون جواب ببوجاى رسيد در خشم شد ، و قاصد باسفزار ، و فراه ، و سچستان ، و شاقلان ، و تولك ، و غرجستان دوانيد ، و ملوك و كلانتران را طلب كرد ، و چند استاد منجنيقى از ديار فرنگ آورده بود ، ايشانرا بتهيهء [ منجنيق و ] اسباب و آلات اوامر فرمود ، و بهر بلده و ناحيت از اطراف خراسان و عراق و فارس صد شتر فرستاد كه از الوان جامهاى قيمتى و انواع نعمتهاى مرغوب بهرات آوردند ، و بر كنار نهر « كارتبار » در جنوبى شهر بازارى قريب بسيصد دكان بساخت و از خوردنى و پوشيدنى و ظرايف گوناگون آن بازار را بياراستند ، و فرمود تا نرخها ارزان ساختند . و در امر محاصرهء شهر و ترتيب ادوات او ، و تعيين طلايه و پاس داشتن ، [ و ضبط ] و محافظت راهها [ و مداخل و مخارج ] حكمهاى صعب كرد ، و تا مدت چهل روز قرب سى هزار مرد جنگى جمع شدند ، و ملك جلال الدين و ملك ينالتكين فراه ، و ملك قطب الدين اسفزار ، و اعيان ازاب و هراترود ، و اكابر كوسويه ، و باخرز ، و جام و خواف [ و سرخس ] و غيرها پيش بوجاى حاضر شدند ، و جمال الدين محمد سام نيز در شهر كار حرب و ساز نبرد بساخت ، [ و سپاهيان و مردان كارى را به قدر مراتب هريك خلعت و نعمت داده بنواخت ، ] پس غرهء شعبان سنهء مذكوره بوجاى با تمام سپاه از طرف برج خاكستر صف بركشيدند و بيكبار كوسها و نقارهاى جنگ را در نفير آورده ، [ گوئى ] از غلغلهء آن زلزلهء [ الساعة ] در زمين و زمان افتاد ، و جمال الدين محمد سام هزار و هفتصد مرد آهن‌پوش رزم‌آزماى از شهر بيرون فرستاد از دروازهء عراق ، و از سپاه بوجاى نيز دليران بىباك پيش آمدند و در يكديگر افتاده ، در يك حمله چندان خون بريختند كه حوالى خندق از سيل خون چون دريا در موج آمد ،

« 1 » [ للربيعى رح ] :

ز هر سو برآمد همى دار و گير * روان شد چپ و راست شمشير و تير
هامش
( 1 ) - اين قطعه از جملهء ابيات حماسهء تاريخى ربيعى است موسوم به « كرت‌نامه » كه در وصف خراسان و هرات و تاريخ دودمان پادشاهان كرت سروده است . اين مثنوى چنان كه اسفزارى در ديباچه تصريح نموده يكى از مصادرى است كه در تأليف اين كتاب بدان نظر داشته است ، و در تضاعيف اوراق اين كتاب اشعارى ازان مثنوى را باستشهاد نقل كرده است .