روضهء دوازدهم در حادثهء بوجاى [ بن ] دانشمند و ذكر خرابى او درين مدينهء جنت مانند
چون بعد از چند ( ين ) آفات و خرابى و فترات از ابتداى شهور سنهء اربع و ثلثين و ستمايه ، بفرمان قاآن بنياد معمورى و آبادانى در هرات پيدا شد ، و بمرور روزگار اين مدينهء جنت آثار به حال عمارت بازآمد ، از چشمزخم ايام باز فتنهء حادث شد كه به حكم قضيهء :
لدوا للموت و ابنوا للخراب ، تبعهء آن تخريبدار ، و خلو ديار ، و هلاك و دمار ابناى روزگار بود ،
و آنچنان بود كه :
چون جمال الدين محمد سام دانشمند بهادر را بكيفيتى كه پيشتر گذشت بقتل آورد ، « 1 » بعد از قتل او به پنج ماه در تاريخ اوايل رجب سنهء ست و سبعمايه پسر دانشمند بهادر بوجاى نام كه مغول قتال نامدار و سفاك بددين تيره روزگار بود ، و جبلت او بقتل و ايذاء ، و سفك دماء مسلمانان مجبول ، بفرمان اولجاتيو سلطان بهرات آمد ، برادر او طوغان و امرا و بقاياى لشكر دانشمند بهادر ، آئين تعزيت تازه كردند ، و نه روز برسم مغول بگريه و زارى ، و شيوهء شيون و سوگوارى بسربردند ، روز دهم ايلچى پيش ملك فخر الدين فرستاد ، بقلعهء امانكوه ، كه جمال الدين محمد سام پدر مرا با سيصد كس بقتل رسانيده ، ( اگر ) بدين كار خطرناك بامر تو اقدام نموده ما را خبر ده ، و اگر بىامر و اشات تو بوده ، نامهء باشراف و اعيان هرات بنويس كه او را با جمعى كه خصم خون مااند بما سپارند ، و اموال و اجناس و اسب و سلاح كه گرفتهاند تسليم نمايند ، تا اين فتنه تسكين يابد و الا تمام اين ديار در سر اين كار خواهد رفت ، ملك فخر الدين در جواب سوگندان ياد كرد كه جمال الدين محمد سام و هيچكس ديگر را بقتل پدر تو امر نكردهام و بدين قضيه رضا ندادهام ، او براى
هامش
( 1 ) - به جلد اول ص 452 - ص 442 مراجعه شود .