كاسه چوبين داشت در زير سر نهاده و گفت - إله - و جان بداد « 1 » عطار را وقت متغير شد و به حكم مقوله « 2 » .
لاوحدى : « 3 »
بستم دكان مشغله را در به روى غير * تا عشق او درآيد و بيع و شرى كند
دكان و دستگاه را برهم زد و بسلوك راه فقر درآمد .
« 4 » [ و مولانا رومى در وقت رفتن از بلخ در نشابور بصحبت شيخ رسيده در كبر سن و شيخ كتاب « اسرارنامه » بوى داده و مولانا دائما آن را در آستين داشته و در ايراد معارف و حقايق اقتدا بوى كرده چنان كه فرموده است :
بيت :
گرد عطار گشت مولانا * شربت از دست شمس بودش نوش
هامش
( 1 ) - مج : سر نهاده و گفت . إله - و جان .
مك : سر نهاده گفت - إله - و جان .
مد : سر نهاده و جان بداد .
( 2 ) - مك . مد : مقولهء اوحدى .
مج : مقوله لاوحدى .
( 3 ) - اوحدى .
ظاهرا مراد اوحدى مراغى است كه او مريد شيخ اوحدى الدين حامد كرمانى بوده و به همين جهت ( اوحدى ) تخلص كرده است .
و كتاب مثنوى « جامجم » بر وزن و اسلوب حديقه حكيم سنائى و « دهنامه » از اوست .
وفات او در سال 697 در تبريز اتفاق شده و قبر او در مراغه مزار است .
( نفحات الانس ص 546 . تذكره دولتشاه سمرقندى ص 215 و 210 ليدن )
( 4 ) - عبارت : [ و مولانا رومى . . . در سخنان هيچيك از اين طايفه نيست ] از زيادات نسخه مج مىباشد و در مك و مد ندارد .