و اصول و كلانتران نشابور قاضى ممالك خراسان مولانا ركن الدين على ابن ابراهيم المغيثى « 1 » را بنزديك تولىخان « 2 » فرستاده اظهار ايلى و رعيتى و خراجگذارى كرد ، تولىخان قبول ننمود « 3 » و قاضى را رخصت معاودت نفرمود ، روز ديگر بعد از صلوة جمعه پيرامون شهر بگشت و « 4 » سپاه را بر حرب تحريض كرده و گفت « 5 » ميخواهم كه امشب اين شهر را گرفته « 6 » باشيد و از سيل خون جيحون ساخته « 7 » لشگرها بيكبار حمله آوردند و مجانيق « 8 » و خركها پيش برده و نفطاندازان « 9 » آغاز نفاطى كردند و از
هامش
( 1 ) - نام قاضى ممالك خراسان ركن الدين على بن ابراهيم المغيثى در تاريخ هرات تاليف سيفى هروى ( ص 61 چاپ لاهور ) و در تاريخ جهانگشاى جوينى مذكور است ( ص 169 ج / 1 چاپ ليدن )
اما كلمه المغيثى در هردو جا ( المفتى ) نوشته است .
( 2 ) - مج : را بنزديك تولىخان فرستاد .
مك : را فرستاد .
مد : بنزديك تولىخان فرستاد .
( 3 ) - مج : ننمود قاضى را .
مد : ننمود و قاضى را .
( 4 ) - مج . مد : جمعه پيرامون شهر بگشت و سپاه را .
مك : جمعه سپاه را .
( 5 ) - مج : بر حرب تحريض كرد و گفت .
مك : بر حرب تحريض كرده و گفت .
مد : بحرب تحريض كرد و گفت .
( 6 ) - مج : ميخواهم كه امشب اين شهر را گرفته .
مك : ميخواهم كه امشب اين را گرفته .
مد : ميخواهم كه اين شهر را گرفته .
( 7 ) - مج . مد : و از سيل خون جيحون ساخته .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 8 ) - مج . مد : آوردند و مجانيق . مك : آوردند مجانيق .
و ( مجانيق ) جمع منجنيق : از آلات جنگى قديم كه براى تخريب و هدم قلاع به كار مىبردند
( 9 ) - مج . مد : نفط اندازان . مك : برده و نفط اندازان .