نشيبوفراز « 1 » و درون و بيرون و جوان « 2 » و پير غلغله و نفير و ولوله شهيق « 3 » و زفير باوج « 4 » فلك اثير رسيد « 5 » .
ربيعى فوشنجى « 6 » :
بغريد طبل نبرد از دو روى * جهان شد سراسر پر از گفتوگوى
درفش از پس و پيش بر پاى شد * درخش سنان عالمآراى شد
دو لشگر همه صفدر و كينهور * چو شيران فتادند در يكديگر
هامش
( 1 ) - مج . مد : و از نشيب و فراز و درون . مك : و از درون .
( 2 ) - مج : و بيرون و جوان .
مك . مد : و پير و جوان .
( 3 ) - مج . مك : و ولوله شهيق . مد : و ولوله و شهيق
( 4 ) - اوج : وزن موج . طرف بالاى هرچيز و اوج بلندترين درجه كواكب بود و آن ملاقات سطح محدب فلك باشد با افلاك سبعه سياره و اين كلمه معرب ( اوچ ) است و اوچ بضم اول كلمهايست هندى ( سانسكريتى ) كه در قرن دوم هجرى با ترجمه كتب هندى در علم احكام نجوم وارد زبان عربى گرديده و از اصطلاحات اين علم شده است .
( 5 ) - اثير . بر وزن عبير ( عربى است ) . كره آتشين كه كره اعلى است از عناصر اربعه و آن را چرخ اثير نيز گويند . و فلك اطلس ( فلك الافلاك ) را نيز ميگويند . فرهنگ آنندراج .
( 6 ) - ربيعى فوشنجى . صدر الدين ربيعى پوشنگى پسر خطيب پوشنگ شاعر جوان حماسه سراى دربار هرات در زمان سلطنت آل كرت . و اين قطعه از جمله حماسه تاريخى اوست موسوم به :
« كرتنامه » مورخين قرون هشتم تا دهم امثال . سيفى هروى . حافظ ابرو . محمد خاوند شاه صاحب روضة الصفا . غياث الدين صاحب حبيب السير . و مصنف همين كتاب اسفزارى در وقت نگارش آثار خويش اين مثنوى تاريخى حماسى را در دست داشته و در شرح اوضاع خراسان و تاريخ هرات مطالب بسيارى از آن نقل كرده و جابجا بعضى اشعار آن را نيز باستشهاد ذكر كردهاند .
اما خود اين مثنوى ظاهرا پايمال حوادث زمان گرديده و از ميان رفته است . براى شرح احوال ربيعى پوشنگى و مثنوى ( كرتنامه ) به تعليقات مراجعه شود .