بيرون آمده و يك روز تا شب جنگ كرده « 1 » چنانچه قرب هزار كس از طرفين بقتل آمده بود « 2 » و در وقت مراجعت از قضا تيرى « 3 » بر طغا جار آمده و به همان زخم از عالم رفته .
رباعى « 4 » :
تيرى كه قضا زند سپرها هيچ است * و اين محتشمى و سيم زرها هيچ است
در نيك و بد زمانه كرديم نگاه * نيكست كه نيكست و دگرها هيچست « 5 »
و بعد از پنج روز مردم نشابور از قتل او خبر يافتهاند كه داماد چنگيزخان كشته شده از آن حادثه ] « 6 » عظيم خايف شدهاند و انديشه كرده كه ما را به هيچ نوع ديگر « 7 » بر لشگر چنگيز خان اعتماد نماند « 8 » [ و ابواب امان بسته شد و اگر بر ما دست
هامش
( 1 ) - مج : بيرون آمده و يك روز تا شب جنگ كرده .
مد : بيرون آمدند و يك تا شب جنگ كردند .
( 2 ) - مج : چنان كه قرب هزار كس از طرفين بقتل آمده بود .
مد : چنانچه هزار كس از جانبين بقتل آمدند .
( 3 ) - مج : مراجعت از قضا تيرى .
مد : مراجعت . تيرى .
( 4 ) - مج : رباعى . مد : ندارد .
( 5 ) - مج : نيكى است كه نيكست دگرها هيچ است .
مد : نيكست كه نيكست دگرا هيچ است .
( 6 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج و مد مىباشد .
( 7 ) - مج : به هيچ ديگر بر .
مك : به هيچ نوع ديگر .
مد : به هيچ وجه ديگر بر .
( 8 ) - عبارت :
[ و ابواب امان بسته شد . . . شويم هم غازى و هم شهيد ] از زيادات نسخه مج مىباشد و در مك ندارد .