تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
خلاصه آمديم اطاق عمارت . اين عمارت را مارشال باريناتسكى ساخته است . عمارت خوبى است ، پنجره‌ها به يك باغى باز مىشود ، اما پشت پنجره‌ها و باغ آن‌قدر جمعيت زن و مرد بود براى تماشا كه نمىشد پنجره را باز كرد ، همهء همراهان هم در اين عمارت منزل كردند ، شب را در باغ موزيكان زدند ، سالداتها خواندند ، رقصيدند دهل زدند ، انواع ، اقسام خوانندگى و رقص كردند ، خيلى خوب و باتماشا بود . اينجا يك قصبهء بزرگى است . در حقيقت محل اردوى قشونى است ، هميشه اينجا قشون و صاحب منصب زياد هست ، براى نظم صفحات داغستان و چچنها و غيره ، يك پشت‌بندى است و اصل بناى آبادى اينجا را سردار يرملوف كه در ايران معروف است كرده است ، حالا كم‌كم تجارتگاه هم شده است ، جمعيتش سواى قشون هفت هزار نفر است ، سه چهار هزار نفر [ 365 ] قشون هميشه اينجا هست ، هوايش گرم است ، خيار خوب و هندوانه هم داشت ، خربزه كوچك بد دارد ، سيب ترش دارد ، ذرت زياد اينجاها مىكارند ، دانه‌اش را آرد كرده نان مىخورند . از ولاد قفقاز سه فرسنگ كه مىرود ، اول به ده ناصر كرت مىرسد كه سكنهء آنجا آنقوشها هستند ، كه تيره [ اى ] از طايفهء چچن است . دوم « * » برسوكى قزاق‌نشين است ، بعد از آن ناظران است ، سكنه‌اش قزاق است ، قلعهء كوچكى در ساحل رود سونجاى روسها ساخته‌اند ، ساخلو سالدات هميشه آنجا هست ، قراولخانه‌هاى چوبى بلند كه با نردبان بالا مىرود ، اغلب در راهها ساخته‌اند كه هميشه يك نفر تك قراول آنجا ايستاده ديده‌بانى مىكند . بعد از آن ده پليف است ، قزاق‌نشين است ، بعد قره‌بلاغ قزاق‌نشين ، بعد از قره‌بلاغ تا ايتس‌گاّيا قزاق‌نشين دست راست خارج از جاده بود ، بعد اسلبزاووزگايا قزاق‌نشين است ، بعد ميخائيلو فسگايا قزاق‌نشين است ،
هامش
* اصل : 2
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 258 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها